صفحه اصلی

democratism
اصول حکومت ملى
کلمات مشابه

democratization : بصورت دموکراسى درامدن

democratize : بصورت دموکراسى دراوردن

demode : کهنه شده

demodifier : پيرايش زدا

demodulator : (رادیو) پیاده گر، پیاده کننده، دمدولاتور، واهنگشگر، پساهنگشگر، تحمیل زدا، تفکیک کننده

معنی democratism به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پاورپوینت میكروكنترلرهای AVR
دانلود پاورپوینت عناصر و اجزا سازنده شناخت و تحلیل
دانلود پاورپوینت ملاتهای سیمانی
دانلود پاورپوینت موقعیت رستوان در مكان‌های عمومی