لغات مشابه
density of charge : الکترونيک : چگالى بار برقى

density of current : الکترونيک : چگالى جريان

density of electron : الکترونيک : چگالى الکترون

density of surface charge : الکترونيک : چگالى بار سطحى

density of the total electromagnetic ene : الکترونيک : چگالى انرژى الکترومغناطيسى

density of volume charge : الکترونيک : چگالى بار حجمى

density wave : نجوم : موج چگالى

density wave theory : نجوم : نظريه موج چگالى

dent : تو رفتن , جاي ضربت , دندانه کردن , فرورفتگي , تو رفتگي

dental : دنداني

dental age : روانشناسى : سن دندانى

dental caries : روانشناسى : پوسيدگى دندان

dental clinic : علوم نظامى : دندان پزشکى

dental corona : تاج دندان

dental floss : (دندان سازى )نخى که براى پاک کردن فواصل بين دندانها بکار ميرود

dental surgeon : جراح دندان

dental surgery : جراحي دندان

dentation : دندانه( دندانه بودن)

dented : لب پريده

dentelated : داراى دندانه هاى ريز

denticle : دندانه ،دندان کوچک ،کنگره زير قرنيس

denticulate : گنکره دار

denticulated : گنکره دار

denticulation : دندانه ريز،حالت چتردندانه دارياکنگره دار

dentifactor : اسباب دندان سازى

dentification : درست شدن دندان

dentiform : دندانى شکل

dentifrice : گرد دندان ،خمير دندان

dentigerous : دندانه دار،داراى ساختمان مضرس

dentil : دندانک

dentilabral : لب ودندانى

dentilingual : دندانى وزبانى

dentin : عاج دندان

dentiparous : دندان اور

dentist : دندانپزشک , دندانساز , دندان ساز

dentistry : دندانپزشکي , دندانسازي , دندان سازي

dentition : دندان بندي , ساختمان دندانها

dentology : دندان شناسي

dentulous : دندان دار

denture : دندان مصنوعي

denudate : برهنه ،لخت

denudation : رودش

denude : عاري ساختن

denuded : محروم

denumerable : شمردني

denunciator : چغلى کننده ،شاکى ،خبربرنده ازرفتارکسى

denunciatory : وابسته به بدگويى و اتهام

deny : حاشا کردن , نفي کردن , تکذيب کردن , جحد کردن , کف نفس کردن , انکار کردن , منکر شدن , کتمان کردن

deobstruent : رد کننده مانع يا سد،داروى منضج يا مسهل

deodand : چيزيکه دولت براى استفاده عموم ضبط ميکردزيرامايه مرگ کسى شده

deodar : سروهندى ،سروهيماليا

deodorant : بوزدا

deodorization : دفع عفونت

deodorizer : رفع کننده بوى بد

deontology : وظيفه شناسي

deoxidate : (ش ).بى اکسيژن کردن ،احياء کردن

deoxidizing slag : علوم مهندسى : سرباره يا شلاکه احيا شده

deoxy suger : شيمى : قند دزوکسى

deoxygenate : (ش ).اکسيژن گيرى کردن از،فاقد اکسيژن کردن

deoxygenation : اکسيژن زدايى

deoxyribonucleic acid : شيمى : درزوکسى ريبونوکلئيک اسيد

depaartment of accounts : اداره محاسبات

Depart : ترک کردن ، فوت کردن

Depart : ترک کردن ، فوت کردن

depart : تشريف بردن , عزيمت کردن , هجرت کردن , روانه شدن

departed : رفته ،مرده ،درگذشته مرحوم

departing : رهسپار

department of education : اداره آموزش

Department of Justice : دادگستري

department of publications : اداره نگارش ،اداره انطباعات

department of the army : علوم نظامى : وزارت نيروى زمينى

department of the enterior : قانون ـ فقه : وزارت کشور

department of the navy : علوم نظامى : وزارت دريادارى

department of war : علوم نظامى : وزارت جنگ

department store : فروشگاه

departmental : ادارى ،شعبه اى

departmentalism : قانون ـ فقه : اعنقاد به روش تمرکز در اداره کشور و تفويض اختيارات وسيع به مسئولين اداره امور تقسيمات کوچک مملکتى

departmentalize : چند شعبه کردن

departmentally : ازلحاظ ادارى ،بطورادارى

departure : عزيمت , هجرت , ذهاب , رحيل

departure (p) : علوم دريايى : مسافت خطى

departure line : علوم نظامى : خط عزيمت

departure station : بازرگانى : مبداء حرکت

depauperate : تهى دست ،فقير،ضعف ،تقليل يافته

depauperation : فقر،ضعف

depauperize : ازدرويشى رهانيدن ،ازچيزى رهانيدن ،ازگدايى يافقرنجات دادن

depend : بستگي داشتن , وابسته بودن , موکول بودن

depend on : متکيبه

depend upon it : خاطر جمع باشيد

dependability : توکل پذيري

dependable : توکل پذير

dependance : عدم استقلال

dependant : موکول

dependant variable : علوم هوايى : متغير وابسته

dependence : اعتماد , توکل , بستگي , وابستگي

dependence effect : بازرگانى : اثر وابستگى

dependencies : توابع

dependency burden : بازرگانى : بار تکفل

dependent : موقوف , نان خور , متعلق , نامستقل , منوط , وابسته

dependent upon : مشروط کردن

depending : متکي

dependum : علوم مهندسى : ته دنده

dependum angle : علوم مهندسى : زاويه ته دنده

depersonalize : بي شخصيت کردن

dephosphorization : علوم مهندسى : فسفر گيرى

dephosphorize : علوم مهندسى : فسفر گرفتن

depict : تصوير کردن

depiction : نمايش ،ترسيم ،نگارش ،تعريف

depicture : نمايش دادن ،مجسم کردن ،نقش کردن

depigmentation : (طب )کاهش رنگ دانه در پوست و غيره ،بيرنگ شدگى ،رنگ رفتگى ،زوال رنگ دانه

depilate : واجبي کشيدن

depilation : مو برى ،ريزش مو

depilatory : واجبي , نوره

deplacement : معمارى : جابجايى

deplane : از هواپيما پياده شدن

depletable : تمام شدنى ،تقليل يافتنى

depleted uranium : علوم هوايى : اورانيوم تهى شده

depletion : نهي سازي

depletion area : علوم هوايى : ناحيه تخليه

depletive : تهى سازنده

deplorability : پريشانى ،زارى ،بدحالى

deplorable : زار

deplorably : بطور اسفناک

deplorble condltion : حالت زار،حالت رقت انگيز

deplore : دلسوزى کردن بر،رقت اوردن بر

deploy : مستقر کردن

deploy(ment) : تفرقه

deployment operating base : علوم نظامى : پايگاه پشتيبانى گسترش جنگى پايگاه کمک به گسترش نيروها

deplumate : پرکنده

deplumation : پر ريزى ،پرکندگى ،ريزش مژگان

deplume : پر و بال را کندن ،از مقام انداختن

depolarize : بدون قطب کردن

depolarize (to) : الکترونيک : قطب زدايى

depolymerization : شيمى : وابسپارش

depone : معزول کردن ،عزل نمودن ،گواهى دادن ،ته نشين کردن)

deponent : درظاهرمجهول ودرمعنى معلوم ،گواهى نويس

deponont : شهادت دهنده

depopulate : از آبادي انداختن

deportable : قابل تبعيد

deportation : نفي بلد

deportee : اخراج شده

deportment : اخلاق ،رفتار،سلوک ،وضع

deposable : قابل عزل

deposal : عزل , خلع

depose : عزل نمودن , خلع کردن , عزل کردن

deposed : معزول

deposit : ته نشين شدن , ته نشست , نهشت , وديعه

deposit in the bank : قانون ـ فقه : در بانک به وديعه گذاردن

deposit money : پول سپردن

deposit multiplier : بازرگانى : ضريب بهم فزاينده سپرده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

آموزش زبان انگلیسی

اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل پرخاشگری دانش آموز علی را در کلاس کاهش دهم
اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل پرخاشگری دانش آموز احمد را در آموزشگاه کنترل کنم
اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان پرخاشگری دانش آموزانم را در کلاس کاهش دهم
اقدام پژوهی چگونه توانستم انجمن اولیا و مربیان را پربار ساخته و سطح آگاهی اولیا را درباره انجمن بالا ببرم
چگونه توانستم با بهبود روابط انسانی در آموزشگاهم تعامل سازنده ای با دیگر عوامل مدرسه ایجاد نمایم
دانلود تحقیق درس تربیت زیستی و بدنی پودمان تغذیه و سلامت خانواده
دانلود درس الگوی تغذیه و آشپزی پودمان تغذیه و سلامت خانواده
دانلود درس همسرگزینی برای فرزندان پودمان همسرداری
دانلود مدیریت بحران و تعارض در خانواده پودمان همسر داری
دانلود نقش حسن خلق در خانواده و تاثیر آن در جامعه
دانلود انواع ارتباط و نقش آن در زندگی زناشویی
اقدام پژوهی تاثیرآموزش شیمی با استفاده از فناوری اطلاعات بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
اقدام پژوهی چگونه توانستم درس ریاضی پایه دوم را برای دانش آموزانم جذاب کنم
اقدام پژوهی چگونه می توانم با طرح سوالات جذاب و کاربردی در افزایش سطح یادگیری دانش آموزانم موثر باشم
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم درس املا را در دانش اموزان تقویت کنم؟
پروژه اماده سایت سیستم انتخاب واحد دانشگاه با Asp.net
کسب درآمد آسان از طریق اینترنت در ایران
کسب و کار اینترنتی با درآمد میلیونی
دانلود تحقیق الگوهای تعاملی در خانواده