معنی discontinue

discontinue
بس کردن
کلمات مشابه

discontinuity : ناپيوستگي

discontinuous : ناپيوسته

discord : نفاق , دوئيت , شقاق , ناجور بودن , ناسازگار بودن , اختلاف

discordance : عدم ثبات , دگرشيبي , عدم توافق

discordant : ناساز , بدصدا , ناموزون

discount : تخفيف , تنزيل , تخفيف قيمت , تنزيل کردن , تخفيف دادن

discourage : از رغبت انداختن , دلسردسازي , دلسردکردن , نوميد کردن , بي ذوق کردن , روحيه را ضعيف کردن , دلمرده کردن , سست کردن , توي ذوق زدن , دلسرد کردن

discouraged : منصرف , دلمرده , دلسرد

discouragement : دلسردي , دلمردگي , دماغ سوختن

discourse : قدرت استقلال

discourtesy : عدم نزاکت

discover : پيدا کردن , کشف کردن , مکشوف کردن , مکشوف ساختن , منکشف کردن , يافتن , دريافتن

discovered : منکشف , کشف شده , مکشوف

discoverer : کاشف , يابنده

discovering : پي بري

discovery : يابش , کشف , اکتشاف

discredit : بي اعتبار کردن

discreditable : ننگ آور

discretion : صلاحديد

discretionary : احتياطي , بصيرتي

معنی discontinue به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی