معنی discouragement

discouragement
دلسردي , دلمردگي , دماغ سوختن
کلمات مشابه

discourse : قدرت استقلال

discourtesy : عدم نزاکت

discover : پيدا کردن , کشف کردن , مکشوف کردن , مکشوف ساختن , منکشف کردن , يافتن , دريافتن

discovered : منکشف , کشف شده , مکشوف

discoverer : کاشف , يابنده

discovering : پي بري

discovery : يابش , کشف , اکتشاف

discredit : بي اعتبار کردن

discreditable : ننگ آور

discretion : صلاحديد

discretionary : احتياطي , بصيرتي

discriminate : تبعيض کردن , تبعيض قائلشدن

discriminating : فاروق

discrimination : تبعيض , فرق گذاري

discriminator : فرق گذار

discus : ديسک

discuss : مطرح کردن , به بحث پرداختن , بحث کردن , گفت و گو کردن , مطرح نمودن , مطره ساختن

discussion : مناظره , بحث

discussionless : بي گفتگو

disdain : ننگ داشتن , عار , استغنا , ننگ

معنی discouragement به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی