معنی discrimination

discrimination
تبعيض , فرق گذاري
کلمات مشابه

discriminator : فرق گذار

discus : ديسک

discuss : مطرح کردن , به بحث پرداختن , بحث کردن , گفت و گو کردن , مطرح نمودن , مطره ساختن

discussion : مناظره , بحث

discussionless : بي گفتگو

disdain : ننگ داشتن , عار , استغنا , ننگ

disdainful : ننگين

disease : دچارعلت کردن , مرض

diseases : امراض

disembowel : شکم دريدن

disengagement : متارکه روابط

disequilibrate : بدون تعادل کردن

disesteem : ناچيز پنداشتن

disfavored : مغضوب

disfeature : از شکل انداختن

disfigure : بدترکيب کردن , بدريخت کردن , بي اندام کردن , بد شکل کردن , بدنما کردن , از شکل انداختن

disgrace : فضاحت , روسياهي , شرمساري , رسوايي , شرمنده کردن , بي حرمتي , خفت دادن , افتضاح , خفت , رسوا کردن , ننگ , عار , روسياهي بار آوردن , بي آبرويي , افتضاه درآوردن , بيآبرو کردن , مفتضح کردن , آبروريزي

disgraced : رسوا , گيس بريده , مفتضح , روسياه , سياه رو

disgraceful : شرمآور , ننگآور , خفتآميز , ننگين , بيشرفي , شرماو , خجالت آور

disgracing : تفضيه

معنی discrimination به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی