لغات مشابه
downy : کرک دار،مانند پر ريز،ملايم ،نرم

dowry : شيربها , جهاز , صداق , جهيز , مهريه

dowsabel : (در اشعار قرن دهم معشوقه زيبا)،معشوقه ،دلبر

dowse : ميل زدن , گمانه زدن

dowsing : روانشناسى : گمانه زنى

dowsing rod : چوبى که برخى برانندکه بوسيله ان ميتوان باب يافلزات زيرزمين پ

doxological : ستايش اميز،تسبيحى ،تمجيدى

doxologize : ستايش گفتن

doxology : عبارت تسبيحي , سرود نيايش

doxy : لگوري

doyen : شيخ السفراء , مقد السفراء

doyenne : زن والامقام

doyley : )doyly(دستمال کوچک سر سفره

doyly : )doyley(دستمال کوچک سر سفره

doze : چرت زدن

dozen : دوجين

dozens of girls : ذختران بسيار

dozens of times : بسياربارها،چندين بار

dozenth : دوازدهمين ،يک دوازدهم

dozer : چرت زننده ،بولدوزر)bulldozer(

dozy : خواب الود،چرت زن ،شروع به فسادکرده

dp manager : مدير داده پردازى

dpma : کامپيوتر : Data Processing Management Associate

drab : زن شلخته , کسل کننده

drabbet : نوعى پارچه کتانى

drabbish : شلخته

drabble : گلي شدن

dracaena : (گ.ش ).خون سياوشان( از سوسنيان)liliaceae

drachm : درهم ،درم( پول قديمى)،درم( مقياس وزن)

drachma : درهمي , درم

draconian : مربوط به دراکو مقنن سختگير اتن ،قوانين حقوقى سخت وبى رحمانه ،اژدهايى

draconic : منسوب به اقشزخ قانون گذاراتنى در 126 پيش ازميلاد،سخت ،شديد

draff : درد،لاى ،پس مانده ،اشغال ،فضله

draft : مشمول کردن , مشمول نظام کردن , چرک نويس , مسوده , برات , چرک نويس کردن , پيش نويس

draft angle : علوم مهندسى : زاويه انحراف يا شيب

draft at tenor : بازرگانى : برات مدت دار

draft horse : اسب بارکش ،يابو

draft marks : علوم نظامى : علامت ابخور

draft mode : کامپيوتر : چاپ با کيفيت پايين روى بعضى چاپگرها

draft of a treaty : قانون ـ فقه : پيش نويس معاهده

draft plan : بازرگانى : پيش نويس برنامه

draft quality : کامپيوتر : معيار کيفى براى خروجى چاپ شده

draft regulation : قانون ـ فقه : طرح ايين نامه

draft report : عمران : گزارش نيمه نهايى

draft animal : حيوان بارکش

drafting : ورزش : راندن پشت سر راننده جلو براى کاستن فشار هوا

draftsman : نقشه کش

drag : باتورگرفتن , سخت کشيدن , کشان کشان بردن , بزور کشيدن

drag (boat) racing : ورزش : مسابقه قايقرانى سرعت

drag axis : علوم هوايى : محور پسا

drag bike : ورزش : موتورسيکلت مخصوص مسابقه سرعت

drag bracing : علوم هوايى : بست کارى داخلى

drag bunt : ورزش : ضربه با ثابت نگهداشتن چوب براى دويدن به پايگاه

drag hunt : ورزش : شکار با تازى در مسيرى با بوى مصنوعى روباه بخاطر ورزش

drag line : ورزش : طناى اويزان از بالن هنگام فرود

drag mark : علوم مهندسى : محل فشار

drag race : ورزش : مسابقه اتومبيلرانى سرعت

drag racing : ورزش : مسابقه موتورسيکلت رانى سرعت

drag roll : علوم مهندسى : غلطک کششى

drag scraper : عمران : اسکريپر مخزنى

drag strip : ورزش : مسير مسابقه اتومبيلرانى سرعت

drag bar : ميله کشش ،ميله اتصال

drag chain : زنجيرکشش ،(زنجير )عايق

drag chain conveyor : علوم مهندسى : نقاله با زنجير مقاوم

drag hook : قلاب کشش ،قلاب عايق

drag net : توريادامى که روى زمين بکشندکه همه جانوران رايکجابگيرد

dragboat : کرجى لاروب

dragging : کشان کشان

draggle : چرک کردن

draggle tail : کسيکه جامه خودرادرخاک وگل ميکشد،زن شلخته

draggy : گلى ،کثيف ،ژوليده

dragline : معمارى : حفار با جام کابل دار

dragman : کسيکه( چيزى را )ميکشد،کشنده

dragnet : تور يا دام( مثل تور ماهيگيرى)

dragoman : مترجم ،ديلماج ،ترجمان

dragon : اژدها

dragon head : (گ.ش ).گياهى از نوع ترنجان يا اژدرباشى

dragon variation : ورزش : وارياسيون دراگون دردفاع سيسيلى

dragon blood : خون سياووشان ،دم الاخوين

dragon fly : سنجاقک

dragon tree : درخت خون سياووشان

dragonfly : سنجاقک

dragonnades : جوروجفا،بوسيله سواره نظام

dragons head : نقطه اعتدال ربيعى

dragons tail : نقطه اعتدال خريفى

dragonwort : ترخون ،طرخون

dragoon : سواره نظام را هدايت کردن ،بزور شکنجه بکارى واداشتن

dragrope : طنابى که بوسيله ان چيزى را ميکشند يا اينکه روى زمين کشيده ميشود

dragsman : لاروب: کسيکه رودخانه هارالاروبى ميکند

dragster : ورزش : نوعى اتومبيل مخصوص مسابقه سرعت

dragstrip : ورزش : مسير مسابقه موتورسيکلت رانى سرعت مسير مسابقه قايقرانى سرعت

drain : زير آب زدن , زير آب , خشکاندن , زهکشي کردن , آبگذر

drain cleaner : عمران : ابزاريکه کف زهکشها را تميز ميکند

drain cock : علوم مهندسى : لوله تخليه

drain embankment of dam : عمران : خاکريزى زهکش سد

drain openings : عمران : درز زهکشى

drain pipe : زهکش

drain plug : علوم مهندسى : پيچ تخليه

drain table : علوم مهندسى : ميز قطران

drain without pipe : عمران : زهکشى بدون لوله

drain pipe : (لوله ) زهکش

drainage : زهکشي

drainage course : معمارى : لايه زهکش

drainage cut : عمران : زهکش ميانبر

drainage hypothesis : روانشناسى : فرضيه زهکشى

drained : خشکانيده , خالي شدن

drainer : اب کشنده ،خشک اندازنده ،ظرفى که اب چيزهاى ديگر راخشک مياندازد

drainge area : عمران : حوزه زهکشى

drainless : خستگى ناپذير،پايان ناپذير،تمام نشدنى

drainpipe : (طب )لوله اى که با ان چرک را خارج ميکنند،زهکش ،ابگذر،کاريز،چرک کش

drak bay : قره گهر

drake : مرغابي نر

dram shop : جايگاه نوشابه فروشى

drama : درام

dramatic : نمايشي

dramatic monologue : نوعى داستان نمايشى که دران يکنفر بتنهايى ظاهر ميشود وبا متکلم وحده است

dramatics : شبيه سازي , هنر تاتر

dramatis personae : هنرپيشگان نمايشنامه

dramatis personoe : بازيگران نمايش ،صورت بازى کنان

dramatist : شبيه ساز

dramatization : بصورت نمايش در اوردن

dramatize : بشکل درام يا نمايش دراوردن

dramaturge : نويسنده داستانهاى نمايشى ،شبيه ساز،درام نويس

dramaturgic : وابسته به فن نمايش

dramaturgy : شبيه سازي

dramshop : )= barroom(سالن مشروب فروشى ،بار مشروب فروشى

drank : اشاميد،نوشيد،سرکشيد،مکيد،نوشابه خورد،مستى کرد،عرق خورد

drank as a f. : نوشابه زيادخورده ،مست لايعقل

drape : با پارچه مزين کردن

draper : پارچه فروش , ماهوت فروش

drapery : ماهوت فروشي , پردهاي , پارچه بافي , پارچه فروشي

Draskovich : دراسکوويچ

drastic : عنيف

Drastic : اساسی ، بنیادی

Drastic : اساسی ، بنیادی

draught : کوران , باد

draught marks : علوم دريايى : علايم ابخور

draught board : تخته شطرنجى براى بازى چکرز

draught line : خطى که اب نشين کشتى رانشان ميدهد

draughth : درمعرض جريان هوا،جريان دار

draughts : نوعى بازى چکرز)checkers(

draughtsman : نقشه کش ،طراح ،طرح نويس

draughtsmanship : نقشه کشى ،طراحى

draw : رسم کردن , کشيدن , نگاشتن , کشاندن , ترسيم نمودن , قرعه کشيدن , نقاشي کردن , جلب کردن , نقش کردن , دم کشيدن , قرعه کشي

draw a conclusion : قانون ـ فقه : استنتاج کردن

draw away : جلوتر از ديگران حرکت کردن( در مسابقه وغيره)،ديگران را پست سرگذاشتن

draw back : علوم مهندسى : کشيدن معکوس

draw bench : علوم مهندسى : ميز رسم

draw bridge : علوم مهندسى : پل کششى

draw first blood : ورزش : کسب نخستين امتياز

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پرسشنامه ی نیازهای بنیادی روانی
پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام
مقیاس استفاده مفرط از تلفن همراه(COS)
کتاب مبانی هنر های تجسمی
مقیاس احساس تعلق به مدرسه
پرسشنامه فشارهای شغلی محقق
پرسشنامه فرهنگ ایثار و شهادت
کتاب علم مناظر و مرایا
بررسی ITO و ویژگی های آن
تعیین میزان افسردگی در دانشجویان خوابگاهی و غیرخوابگاهی و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی
بررسی ارزیابی كیفیت خدمات ارائه شده توسط شركت سهامی بیمه ایران
ارتباط با پایگاه داده‌های اکسس در ویژوال بیسیک
بررسی امکان سنجی فیلتراسیون آکوستیکی جهت جذب ذرات خروجی از اگزوز موتورهای دیزل
بررسی امنیت شبكه و رمزگذاری
بررسی امنیت ملی بین الملل و ایران
بررسی تطبیقی اثری از كمال الدین بهزاد با شعری از بوستان سعدی
بررسی جرم پولشویی در اسناد بین المللی و حقوق ایران
بررسی بازیافت دی اتانول آمین از پساب های صنعتی
بررسی مسائل و مشكلات روانی – اجتماعی نوجوانان تحت سرپرستی بهزیست