لغات مشابه
doyen : شيخ السفراء , مقد السفراء

doyenne : زن والامقام

doyley : )doyly(دستمال کوچک سر سفره

doyly : )doyley(دستمال کوچک سر سفره

doze : چرت زدن

dozen : دوجين

dozens of girls : ذختران بسيار

dozens of times : بسياربارها،چندين بار

dozenth : دوازدهمين ،يک دوازدهم

dozer : چرت زننده ،بولدوزر)bulldozer(

dozy : خواب الود،چرت زن ،شروع به فسادکرده

dp manager : مدير داده پردازى

dpma : کامپيوتر : Data Processing Management Associate

drab : زن شلخته , کسل کننده

drabbet : نوعى پارچه کتانى

drabbish : شلخته

drabble : گلي شدن

dracaena : (گ.ش ).خون سياوشان( از سوسنيان)liliaceae

drachm : درهم ،درم( پول قديمى)،درم( مقياس وزن)

drachma : درهمي , درم

draconian : مربوط به دراکو مقنن سختگير اتن ،قوانين حقوقى سخت وبى رحمانه ،اژدهايى

draconic : منسوب به اقشزخ قانون گذاراتنى در 126 پيش ازميلاد،سخت ،شديد

draff : درد،لاى ،پس مانده ،اشغال ،فضله

draft : مشمول کردن , مشمول نظام کردن , چرک نويس , مسوده , برات , چرک نويس کردن , پيش نويس

draft angle : علوم مهندسى : زاويه انحراف يا شيب

draft at tenor : بازرگانى : برات مدت دار

draft horse : اسب بارکش ،يابو

draft marks : علوم نظامى : علامت ابخور

draft mode : کامپيوتر : چاپ با کيفيت پايين روى بعضى چاپگرها

draft of a treaty : قانون ـ فقه : پيش نويس معاهده

draft plan : بازرگانى : پيش نويس برنامه

draft quality : کامپيوتر : معيار کيفى براى خروجى چاپ شده

draft regulation : قانون ـ فقه : طرح ايين نامه

draft report : عمران : گزارش نيمه نهايى

draft animal : حيوان بارکش

drafting : ورزش : راندن پشت سر راننده جلو براى کاستن فشار هوا

draftsman : نقشه کش

drag : باتورگرفتن , سخت کشيدن , کشان کشان بردن , بزور کشيدن

drag (boat) racing : ورزش : مسابقه قايقرانى سرعت

drag axis : علوم هوايى : محور پسا

drag bike : ورزش : موتورسيکلت مخصوص مسابقه سرعت

drag bracing : علوم هوايى : بست کارى داخلى

drag bunt : ورزش : ضربه با ثابت نگهداشتن چوب براى دويدن به پايگاه

drag hunt : ورزش : شکار با تازى در مسيرى با بوى مصنوعى روباه بخاطر ورزش

drag line : ورزش : طناى اويزان از بالن هنگام فرود

drag mark : علوم مهندسى : محل فشار

drag race : ورزش : مسابقه اتومبيلرانى سرعت

drag racing : ورزش : مسابقه موتورسيکلت رانى سرعت

drag roll : علوم مهندسى : غلطک کششى

drag scraper : عمران : اسکريپر مخزنى

drag strip : ورزش : مسير مسابقه اتومبيلرانى سرعت

drag bar : ميله کشش ،ميله اتصال

drag chain : زنجيرکشش ،(زنجير )عايق

drag chain conveyor : علوم مهندسى : نقاله با زنجير مقاوم

drag hook : قلاب کشش ،قلاب عايق

drag net : توريادامى که روى زمين بکشندکه همه جانوران رايکجابگيرد

dragboat : کرجى لاروب

dragging : کشان کشان

draggle : چرک کردن

draggle tail : کسيکه جامه خودرادرخاک وگل ميکشد،زن شلخته

draggy : گلى ،کثيف ،ژوليده

dragline : معمارى : حفار با جام کابل دار

dragman : کسيکه( چيزى را )ميکشد،کشنده

dragnet : تور يا دام( مثل تور ماهيگيرى)

dragoman : مترجم ،ديلماج ،ترجمان

dragon : اژدها

dragon head : (گ.ش ).گياهى از نوع ترنجان يا اژدرباشى

dragon variation : ورزش : وارياسيون دراگون دردفاع سيسيلى

dragon blood : خون سياووشان ،دم الاخوين

dragon fly : سنجاقک

dragon tree : درخت خون سياووشان

dragonfly : سنجاقک

dragonnades : جوروجفا،بوسيله سواره نظام

dragons head : نقطه اعتدال ربيعى

dragons tail : نقطه اعتدال خريفى

dragonwort : ترخون ،طرخون

dragoon : سواره نظام را هدايت کردن ،بزور شکنجه بکارى واداشتن

dragrope : طنابى که بوسيله ان چيزى را ميکشند يا اينکه روى زمين کشيده ميشود

dragsman : لاروب: کسيکه رودخانه هارالاروبى ميکند

dragster : ورزش : نوعى اتومبيل مخصوص مسابقه سرعت

dragstrip : ورزش : مسير مسابقه موتورسيکلت رانى سرعت مسير مسابقه قايقرانى سرعت

drain : زير آب زدن , زير آب , خشکاندن , زهکشي کردن , آبگذر

drain cleaner : عمران : ابزاريکه کف زهکشها را تميز ميکند

drain cock : علوم مهندسى : لوله تخليه

drain embankment of dam : عمران : خاکريزى زهکش سد

drain openings : عمران : درز زهکشى

drain pipe : زهکش

drain plug : علوم مهندسى : پيچ تخليه

drain table : علوم مهندسى : ميز قطران

drain without pipe : عمران : زهکشى بدون لوله

drain pipe : (لوله ) زهکش

drainage : زهکشي

drainage course : معمارى : لايه زهکش

drainage cut : عمران : زهکش ميانبر

drainage hypothesis : روانشناسى : فرضيه زهکشى

drained : خشکانيده , خالي شدن

drainer : اب کشنده ،خشک اندازنده ،ظرفى که اب چيزهاى ديگر راخشک مياندازد

drainge area : عمران : حوزه زهکشى

drainless : خستگى ناپذير،پايان ناپذير،تمام نشدنى

drainpipe : (طب )لوله اى که با ان چرک را خارج ميکنند،زهکش ،ابگذر،کاريز،چرک کش

drak bay : قره گهر

drake : مرغابي نر

dram shop : جايگاه نوشابه فروشى

drama : درام

dramatic : نمايشي

dramatic monologue : نوعى داستان نمايشى که دران يکنفر بتنهايى ظاهر ميشود وبا متکلم وحده است

dramatics : شبيه سازي , هنر تاتر

dramatis personae : هنرپيشگان نمايشنامه

dramatis personoe : بازيگران نمايش ،صورت بازى کنان

dramatist : شبيه ساز

dramatization : بصورت نمايش در اوردن

dramatize : بشکل درام يا نمايش دراوردن

dramaturge : نويسنده داستانهاى نمايشى ،شبيه ساز،درام نويس

dramaturgic : وابسته به فن نمايش

dramaturgy : شبيه سازي

dramshop : )= barroom(سالن مشروب فروشى ،بار مشروب فروشى

drank : اشاميد،نوشيد،سرکشيد،مکيد،نوشابه خورد،مستى کرد،عرق خورد

drank as a f. : نوشابه زيادخورده ،مست لايعقل

drape : با پارچه مزين کردن

draper : پارچه فروش , ماهوت فروش

drapery : ماهوت فروشي , پردهاي , پارچه بافي , پارچه فروشي

Draskovich : دراسکوويچ

drastic : عنيف

Drastic : اساسی ، بنیادی

Drastic : اساسی ، بنیادی

draught : کوران , باد

draught marks : علوم دريايى : علايم ابخور

draught board : تخته شطرنجى براى بازى چکرز

draught line : خطى که اب نشين کشتى رانشان ميدهد

draughth : درمعرض جريان هوا،جريان دار

draughts : نوعى بازى چکرز)checkers(

draughtsman : نقشه کش ،طراح ،طرح نويس

draughtsmanship : نقشه کشى ،طراحى

draw : رسم کردن , کشيدن , نگاشتن , کشاندن , ترسيم نمودن , قرعه کشيدن , نقاشي کردن , جلب کردن , نقش کردن , دم کشيدن , قرعه کشي

draw a conclusion : قانون ـ فقه : استنتاج کردن

draw away : جلوتر از ديگران حرکت کردن( در مسابقه وغيره)،ديگران را پست سرگذاشتن

draw back : علوم مهندسى : کشيدن معکوس

draw bench : علوم مهندسى : ميز رسم

draw bridge : علوم مهندسى : پل کششى

draw first blood : ورزش : کسب نخستين امتياز

draw in : بداخل کشيدن

draw it mild : تندنرو،اغراق نگو

draw line : خط کشيدن

draw lines : خط خط کردن , خط کشي کردن

draw near : نزديک شدن

draw on : نزديک شدن( به)،باعث شدن ،متصل شدن ،عهده کسى برات کشيدن

draw out : استخراج کردن

draw play : ورزش : ضربه عمدى با انتهاى گوى گلف

draw program : کامپيوتر : برنامه ترسيم

draw punch : علوم مهندسى : منگنه کششى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله در مورد Virtual Network Computing
وب سرویس و ویروسهای اینترنتی
مقاله در مورد Visual Studio .Net
پشتیبانی الكترونیك ES
مقاله Windowse nt
تعاریف اساسی الكترونیك
مقاله دو جنبه از XSL ( تبدیلات XSL و اشیاء قالب بندی XSL )
XML چیست و چرا دارای اهمیت فراوان است؟
XPath چیست؟
تعمیر تلویزیون (تیونرها)
XSD چیست؟
جنگ الكترونیك
XSLT چیست؟
مقاله درمورد رادیوگرافی
كاربرد الكترونیك قدرت
ابزارهای موثر در حل مشکلات و بالا بردن سرعت كامپیوتر
كنترل الكترونیكی موتور دیزل (EDC)
گزارش کامل کارآموزی در پتروشیمی بوعلی سینا
مقاله اتصال اجزاء شبكه ها