لغات مشابه
dreg : درده

dreggy : دردى ،دردالود،غليظ

dregs : لرد

Drench : خیس کردن

Drench : خیس کردن

drench : خيس کردن

drencher : اب ريزش ،اسبابى که با ان دوابجانوران ميخوارانند

dress : پوشاک , لباس , پانسمان کردن , ملبس کردن , جامه دربر کردن , جامه بتن کردن , لباس پوشيدن

dress circle : صندلى هاى رديف جلو تماشاخانه

dress down : ملامت سخت ،سخت ملامت کردن

dress left (right) : علوم نظامى : از چپ نظام يا از راست نظام

dress rehearsal : اخرين تمرين نمايش که بازيگران بالباس کامل نمايش بر روى صحنه ميايند

dress ship : علوم دريايى : پرچم جشن را افراشتن

dress shirt : پيراهن سفيد مردانه ،پيراهن عصر مردانه ،پيراهن لباس رسمى

dress suit : لباس رسمى شب

dress coat : جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانى هاى شب انرا

dress goods : قماش هاى زنانه

dress guard : اسبابى که دردوچرخه جامه را ازاسيب چرخ نگه ميدارد،جامه پناه

dress improver : لايى که درپشت دامن زنانه ميگذارند

dress making : زنانه دوزى

dressage : ورزش : حرکات زيبا و شيرين کارى اسبهاى تربيت شده

dressed : ملبس

dressed in scarlet : جامه سرخ پوشيده ،سرخ پوش

dressed in white : سفيدپوش ،لباس سفيد پوشيده

dressed inred : قرمز پوش ،جامه سرخ پوشيده

dressed up to the nines : هفت قلم ارايش کرده ،با دقت لباس پوشيده

dresser : ميز ياقفسه اشپزخانه ،(امر ).ميز ارايش ،کمد،ميز کشودار واينه دار

dressing and straightening machine : علوم مهندسى : دستگاه اهار زنى و مستقيم کنى

dressing device : علوم مهندسى : دستگاه مستقيم کنى

dressing gown : لباس خانه

dressing line : علوم دريايى : طناب پرچم

dressing plant : علوم مهندسى : تاسيسات تهيه سنگ معدن

dressing room : رخت کن

dressing station : درمانگاه کمک هاى اوليه وزخم بندى

dressing case : جعبه لوازم ارايش

dressing gown : لباس خانه

dressing room : اطاق مخصوص لباس پوشيدن يا،ارايش کردن

dressing table : ميز ارايش

dressmaker : خياط زنانه

dressmaking : خياطى( زنانه)

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: