لغات مشابه
electrophile : شيمى : الکترون دوست

electrophilic addition : شيمى : افزايش الکترون دوستى

electrophilic aromatic substitution : شيمى : استخلاف الکترون دوستى اروماتيکى

electrophilic attack : شيمى : حمله الکترون دوستى

electrophilic reagent : شيمى : واکنشگر الکترون دوست

electrophobia : روانشناسى : برق هراسى

electroplat : کامپيوتر : قرار دادن يک فلز بر روى سطح مواد با استفاده از الکتروليز

electroplate : آب دادن فلزات , آبکاري کردن

electroplating shop : علوم مهندسى : کارگاه عمليات گالوانيزه اى

electropolar : الکترونيک : قطب دار

electropositive : الکترونيک : الکتروپوزيتيو

electroscope : برق نما , برق ياب , برق سنج

electrose : الکترونيک : الکتروز

electrosensitive paper : کامپيوتر : کاغذ حساس الکترونيکى

electroshock therapy : روانشناسى : درمان با ضربه برقى

electrostatic : الکترواستاتيکي

electrostatic attraction : شيمى : جاذبه الکترواستاتيکى

electrostatic capacitive : الکترونيک : ظرفيت الکتروستاتيکى

electrostatic capacity : علوم هوايى : ظرفيت الکترواستاتيک

electrostatic crystal field theory : شيمى : نظريه الکتروستاتيکى ميدان بلور

electrostatic deflection : الکترونيک : خمش الکتروستاتيکى

electrostatic discharge : الکترونيک : تخليه الکتروستاتيکى

electrostatic field : الکترونيک : ميدان الکتروستاتيکى

electrostatic focusing : الکترونيک : تمرکز الکتروستاتيکى

electrostatic force : شيمى : نيروى الکتروستاتيکى

electrostatic galvanometer : الکترونيک : گالوانومتر الکتروستاتيکى

electrostatic generator : الکترونيک : مولد الکتروستاتيکى

electrostatic grid : الکترونيک : شبکه فرمان الکتروستاتيکى

electrostatic induction : الکترونيک : القاى الکتروستاتيکى

electrostatic instrument : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى الکترواستاتيکى

electrostatic interaction : شيمى : برهم کنش الکترواستاتيکى

electrostatic lens : الکترونيک : عدسى الکتروستاتيکى

electrostatic machine : الکترونيک : ماشين الکتروستاتيکى

electrostatic microscope : الکترونيک : ميکروسکپ الکتروستاتيکى

electrostatic plotter : کامپيوتر : رسام الکترواستاتيکى

electrostatic printer : کامپيوتر : چاپگر الکترواستاتيکى

electrostatic procipitation : علوم هوايى : ته نشينى الکترواستاتيک

electrostatic repulsion : شيمى : دفع الکترواستاتيکى

electrostatic storage : کامپيوتر : انباره الکترواستاتيکى

electrostatic system : الکترونيک : دستگاه الکتروستاتيکى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: