معنی epispastic

epispastic
مقرح
کلمات مشابه

episperm : تخم پوش ،پوشش تخم ،لفاف تخم

epistasis : )epistasy(اختفاى اثرات يک نژاد بوسيله نژاد ديگرى

epistasy : )epistasis(اختفاى اثرات يک نژاد بوسيله نژاد ديگرى

epistaxis : رعاف , نزف الدم

epistemological : روانشناسى : معرفت شناختى

epistemology : علم شناسي , معرفت شناسي

epistemologycal : وابسته به معرفت شناسى ،وابسته به شناخت شناسى

epistle : نامه منظوم

epistler : رساله نويس ،رساله خوان

epistolary : رقعه اي , رساله اي , نامهاي

epistoler : رساله خوان ،خواننده رساله اى ازعهدجديد،نامه نويس

epistrophe : ختم چندجمله بايک کلمه

epistyle : گچ برى روى سرستون ،گچ برى دراطراف در

epitaph : وفات نامه ،نوشته روى سنگ قبر

epitasis : حداعلاى داستان ،دوره بحرانى وشدت مرض

epitaxial growth : رشد همبافته

epithalamium : سرودعروسى

epithalamus : روانشناسى : اپى تالاموس

epithelial : برپوشي , شبيه بشره اي

epithelialize : )=epithelize(پوشيده شدن با و يا تبديل شدن به بافت مخاطى ،بافت پوششى شدن

معنی epispastic به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی