معنی excrescential

excrescential
زائد،زيادى
کلمات مشابه

excreta : فضولات

excretal : برازي

excrete : دفع کردن , برون کردن

excretion : دفع

excretions : روانشناسى : مدفوع

excretive : دفع کننده ،ترشحى ،تراوشى

excretory : مربوط به دفع فضولات

excruciating : مشقت بار

excruciation : شکنجه ،ازار

exculpation : روسفيدي

exculpatory : تبرئه اميز

excurrent : بيرون ريزنده ،جارى شونده

excurse : گردش کردن ،منحرف شدن

excursion : کشتي تفريحي , مسافرت تفريحي

excursionist : گردش کننده ،گردش رونده ،سياح

excursive : بي ترتيت

excursively : بطورسرگردان ياسيار،منحرفانه ،ازروى بى ترتيبى

excursus : ضميمهتشريحي

excusable : معاف شدني , بخشيدني

excusableness : معذوريت

معنی excrescential به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی