صفحه اصلی

excruciation
شکنجه ،ازار
کلمات مشابه

exculpation : روسفيدي

exculpatory : تبرئه اميز

excurrent : بيرون ريزنده ،جارى شونده

excurse : گردش کردن ،منحرف شدن

excursion : کشتي تفريحي , مسافرت تفريحي

معنی excruciation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود انواع ترمز
دانلود پروژه یاتاقان مغناطیسی
دانلود باتری خودرو
دانلود مقایسه خودروهای دیزل و بنزین