صفحه اصلی

exculpation
روسفيدي
کلمات مشابه

exculpatory : تبرئه اميز

excurrent : بيرون ريزنده ،جارى شونده

excurse : گردش کردن ،منحرف شدن

excursion : کشتي تفريحي , مسافرت تفريحي

excursionist : گردش کننده ،گردش رونده ،سياح

معنی exculpation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود هنر فلز كاری و قلم زنی در دوره صفوی
دانلود هنرهای سنتی
دانلود تجلی وحدت و كثرت در هنر اسلامی
دانلود چوب و معرق كاری و خاتم‌سازی