صفحه اصلی

excursion
کشتي تفريحي , مسافرت تفريحي
کلمات مشابه

excursionist : گردش کننده ،گردش رونده ،سياح

excursive : بي ترتيت

excursively : بطورسرگردان ياسيار،منحرفانه ،ازروى بى ترتيبى

excursus : ضميمهتشريحي

excusable : معاف شدني , بخشيدني

معنی excursion به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مقاله درباره سیستم گرمایش و ذوب برف بر اساس پمپ حرارتی زمین گرمایی در فرودگاه گولنیو لهستان
دانلود بررسی اجرای موضوعات HSE در اجرای پروژه های مختلف و عملیات عظیم پیمانكاری
دانلود مقاله تاثیر مخلوط بازاریابی بر صادرات منسوجات مصر
دانلود سیستم تامین توان الکتریکی فضاپیما (ماهواره)