معنی excused

excused
معذور
کلمات مشابه

excused list : علوم دريايى : فهرست معاف ها

excuseless : عذرناپذير،بهانه برمدار،نبخشيدنى ،نامعذور

excuser : عذر آورنده

excuses : معاذير , معذر

excuss : ضبط کردن

excutorship : قانون ـ فقه : وصايت

exdividend : قانون ـ فقه : بدون سود اينده سهام

exeat : (م.م).اجازه ء خروج

execrable : ملعون ،مکروه ،نفرت انگيز،زشت

execrably : بطورنفرت انگيز،بسياربد

execrate : مکروه داشتن ،نفرت کردن از،بدخواندن

execration : تنفر،نفرين ،لعنت ،مايه ءنفرت ،زشتى

execrative : نفرت کننده ،لعنتى

execratory : لعنت اميز،تنفراميز

execurix : قانون ـ فقه : وصيه

executable : قابل اجرا

executant : ساز زن ،نوازنده

execute : اعدام کردن , جاري ساختن , تيرباران کردن , اجراء کردن

execute by shooting : تيرباران کردن

execute phase : مرحله اجرا

معنی excused به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی