لغات مشابه
exemplify : نمونه شدن , بانمونه نشان دادن , مثل زدن , با نمونه مشخص کردن

exemplum : حکايت ،قصيده ،روايت ،مثال ،نمونه ،تمثيل

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: