لغات مشابه
exempt : بري الذمه کردن , بري , معاف کردن , مصون کردن , معاف , بري الذمه , مبرا کردن

Exempt : معاف کردن ، معاف

Exempt : معاف کردن ، معاف

exempt from duty : علوم نظامى : معاف از خدمت

exempt player : ورزش : بازيگر معاف از انجام مراحل مقدماتى به علت سوابق او

exempted : مبرا

exemptible : معاف شدنى

exemption : معافيت , معافي , بخشودگي

exemption from taxation : قانون ـ فقه : معافيت از ماليات

exemption from territorial jurisdiction : قانون ـ فقه : معافيت از سيستم حقوقى يک کشور

exemption paper : ورقهخاتمهخدمت

exemptions from age restriction : قانون ـ فقه : معافيت از شرط سن

exenterate : شکم دريدن

exept : غيراز

exequatur : اجازه نامه قونسول ،برات قونسول

exequature : روانامه

exequies : مراسم تدفين ،ايين خاک سپارى ،تشييع جنازه

exequy : (درجمع )مراسم تشييع جنازه ،مشايعت کنندگان جنازه ،مجلس ترحيم

exercisable : قابل تمرين

exercise : نرمش کردن , مشق , مشق گرفتن , تمرين , مشق کردن , ورزش , تمرين کردن , ورزش کردن

exercise boy : ورزش : مربى اسب

exercise commander : علوم نظامى : فرمانده مانور

exercise of control : اختيارداري

exercise of power : زورآوري , زورمندي

exercising : اعمال

exercising a right : قانون ـ فقه : اعمال حق

exercising force : قانون ـ فقه : اعمال زور

exercitation : =exercise

exercize : ورزش ،مشق ،تمرين ،تکليف ،اجرا،عمل کردن ،اعمال

exereta substance : زيست شناسى : ماده پس داده

exergonic : شيمى : انرژى ده

exergue : جاى تاريخ سکه يا مدال

exergy : شيمى : اکسرژى

exert : اعمال کردن

exert influence : منشع اثر واقع شدن

exertion : اعمال زور

exertion of force : زورورزي

exertive : زوراور( نده)

exeunt : صحنه را ترک گفتن

exeutor or guardian : قانون ـ فقه : appointed by the testator in his willوصى

exfoliaion : تراش ،ورقه ورقه شدن

exfoliate : پوست انداختن , پوسته شدن , پوسته پوسته شدن

exhalable : قابل بيرون دادن( درگفتگوى ازهوا)،قابل تبخير

exhalant : بيرون دهنده

exhalation : زفير

exhale : زفير کردن

exhalent : )=exhalant(بالارونده ،متصاعد،بخارشونده ،بيرون دهنده

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust : زياده خسته کردن , اگزوز , پاي در آوردن , از نفس انداختن , از پا انداختن , اگزوس

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust air : علوم مهندسى : هواى خروجى

exhaust cam : علوم مهندسى : بادامک خروجى

exhaust chamber : علوم مهندسى : اطاقک خروجى

exhaust cone : علوم هوايى : مخروطى اگزوز

exhaust connection : علوم مهندسى : اتصال خروجى

exhaust gas : علوم مهندسى : گاز خروجى

exhaust gas temperature : علوم هوايى : دماى گاز خروجى

exhaust gear : علوم مهندسى : چرخ دندانه خروجى

exhaust in jector : اب رسان

exhaust nozzle : علوم هوايى : نازل خروجى

exhaust passage : علوم مهندسى : گذرگاه خروجى

exhaust valve housing : علوم مهندسى : حوضينگ شير خروجى

exhaust velosity : علوم هوايى : سرعت خروج

exhaust steam : بخارخروجى ،بخارکارکرده

exhausted : بي رمق , کوفته , تاسيده , بي حال

exhausted materials : زيست شناسى : مواد تمام شده

exhauster : شيمى : مکنده

exhaustibility : قابليت صرف شدن يا خالى شدن

exhaustible : قابل خالى کردن ،تمام شدنى

exhausting : خسته کننده

exhaustion : بي حالي , واماندگي , فرسودگي

exhaustively : بطورجامع ياکامل ،چنانکه درهمه جزئيات واردشوديابحث کند

exhaustiveness : جامعيت ،اشتمال ،فراگيرى

exhaustivity : جامعيت

exhautless : خستگى ناپذير

exhibit : عرض کردن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

exhibiter : )=exhibitor(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhibition : نمايشگاه , نظر گاه

exhibition building : معمارى : ساختمان نمايشگاه

exhibition game : ورزش : بازى نمايشى به نفع خيريه

exhibitioner : نمايش دهنده

exhibitionism : فرومينشاند

exhibitive : جلوه دهنده , نشان دادني

exhibitor : )=exhibiter(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhilarant : نشاط اور،فرح بخش ،روح بخش

exhilarate : شادمان کردن

exhilarating : روح افزا , نشاطآور , مفرح

exhilaration : نشاط

exhilarative : فرح بخش ،نشاط اور،دلگشا

exhilirating : روح پرور

exhort : نصحيت کردن ،تشويق و ترغيب کردن

exhortation : نصحيت ،تشويق

exhortative : ترغيبى

exhumation : نبش قبر , نبش

exhume : نبش کردن , نبش قبرکردن

exhust : تدريجا تحليل رفتن

exieting : مهيج

exigence : اقتضا،تقاضا،ضرورت ،موقع تنگ

exigency : مقتضي

exigent : فشارآور

exigible : قابل پرداخت , قابل مطالبه , قابل ادعا , قابل تقاضا

exiguity : کمى ،کوچکى ،خردى

exiguous : کم ،لاغر،خرد

exiguousness : کمى ،کوچک ،خرد

exile : نفي بلد , غربت , نفي بلد کردن , تبعيد , تبعيد کردن , جلاي وظن

exilian : وابسته بجلاى بابل

exilic : تبعيدى ،جلائى

exility : نازکى ،باريکى

eximious : عالى ،منتخب ،ممتازexcellent( ،)choice

exist : وجود داشتن , موجود بودن

existence : زندگي , موجوديت , داراي هستي , بايش , وجود , حيات , زيست

existence in the hereafter : قانون ـ فقه : معاد

existential : وجودي

existential anxiety : روانشناسى : اضطراب وجودى

existential psychology : روانشناسى : روانشناسى وجودى

existential therapy : روانشناسى : درمان وجودى

existing : کائن , متکون

existing circumstances : بازرگانى : شرايط موجود

exit : خروج , مخرج , دررو , راه خروجي

exit interview : روانشناسى : مصاحبه پايان خدمت

exit splitter : شيمى : شکافنده خروجى

exite : انگيختن

exitement : انگيزش , افروختگي

exiting : معجب

exmeridian altitude : علوم نظامى : ارتفاع فوق نصف النهارى هواپيما ارتفاع نصف النهارى

exo skeleton : استخوان بندى برونى

exocathection : روانشناسى : برون پردازى

exocrine : برون تراو

exocrine gland : روانشناسى : غده برون ريز

exocyclic double bond : شيمى : پيوند دوگانه اگزوسيکلى

exodermis : (گ.ش ).لايه ء خارجى سلولهاى زنده محيطى

exodontia : مبحث دندان کشى

exodontist : متخصص دندان کشى

exodus : مهاجرت بنى اسرائيل از مصر به کنعان ،خروج ،مهاجرت دسته جمعى

exoenzyme : انزيم خارج سلولى

exofficio : از لحاظ سمت ،از لحاظ تصدى مقام و غيره

exogamous : وابسته به برون همسرى يا برون پيوندى

exogamy : برون همسري

exogen : گياه برون رو

exogenous : برون رو

exogenous event : رويداد برونى

exomphalus : فتق بندناف ،فتق سره

exonerate : تبرئه کردن , مبرا کردن , مبرا بودن

exonerated from : بازرگانى : معاف از

exoneration : تبرئه , تبري

exonerative : تبرئه اميز،متضمن معافيت

exophthalmos : خروج تخم چشم

exoposition : شيمى : موقعيت اگزو

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان سمنان
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان چهارمحال و بختیاری
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان فارس
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان تبریز
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان تهران
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان کهگیلویه و بویراحمد
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان یزد
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان سیستان و بلوچستان
استان شناسی و موقعیت جغرافیایی استان زنجان
پاورپوینت تاریخچه و سیر تحول برنامه ریزی
پاورپوینت ژنراتورهای تیپ آنسالدو نیروگاه سبلان
دستور کار آزمایشگاه پایگاه داده
نمونه سوال انسان در اسلام
نمونه سوالات کتاب نظام تربیتی
پرسش نامه باورها و گرایش به سوء مصرف مواد مخدر در نوجوانان
پرسش نامه سنجش روانی اجتماعی نوجوانان
پرسش نامه عوامل مربوط به افت تحصیلی
پرسشنامه درباره تریاژ بیمارستانی
ارزشیابی عملكرد