لغات مشابه
exercising : اعمال

exercising a right : قانون ـ فقه : اعمال حق

exercising force : قانون ـ فقه : اعمال زور

exercitation : =exercise

exercize : ورزش ،مشق ،تمرين ،تکليف ،اجرا،عمل کردن ،اعمال

exereta substance : زيست شناسى : ماده پس داده

exergonic : شيمى : انرژى ده

exergue : جاى تاريخ سکه يا مدال

exergy : شيمى : اکسرژى

exert : اعمال کردن

exert influence : منشع اثر واقع شدن

exertion : اعمال زور

exertion of force : زورورزي

exertive : زوراور( نده)

exeunt : صحنه را ترک گفتن

exeutor or guardian : قانون ـ فقه : appointed by the testator in his willوصى

exfoliaion : تراش ،ورقه ورقه شدن

exfoliate : پوست انداختن , پوسته شدن , پوسته پوسته شدن

exhalable : قابل بيرون دادن( درگفتگوى ازهوا)،قابل تبخير

exhalant : بيرون دهنده

exhalation : زفير

exhale : زفير کردن

exhalent : )=exhalant(بالارونده ،متصاعد،بخارشونده ،بيرون دهنده

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust : زياده خسته کردن , اگزوز , پاي در آوردن , از نفس انداختن , از پا انداختن , اگزوس

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust air : علوم مهندسى : هواى خروجى

exhaust cam : علوم مهندسى : بادامک خروجى

exhaust chamber : علوم مهندسى : اطاقک خروجى

exhaust cone : علوم هوايى : مخروطى اگزوز

exhaust connection : علوم مهندسى : اتصال خروجى

exhaust gas : علوم مهندسى : گاز خروجى

exhaust gas temperature : علوم هوايى : دماى گاز خروجى

exhaust gear : علوم مهندسى : چرخ دندانه خروجى

exhaust in jector : اب رسان

exhaust nozzle : علوم هوايى : نازل خروجى

exhaust passage : علوم مهندسى : گذرگاه خروجى

exhaust valve housing : علوم مهندسى : حوضينگ شير خروجى

exhaust velosity : علوم هوايى : سرعت خروج

exhaust steam : بخارخروجى ،بخارکارکرده

exhausted : بي رمق , کوفته , تاسيده , بي حال

exhausted materials : زيست شناسى : مواد تمام شده

exhauster : شيمى : مکنده

exhaustibility : قابليت صرف شدن يا خالى شدن

exhaustible : قابل خالى کردن ،تمام شدنى

exhausting : خسته کننده

exhaustion : بي حالي , واماندگي , فرسودگي

exhaustively : بطورجامع ياکامل ،چنانکه درهمه جزئيات واردشوديابحث کند

exhaustiveness : جامعيت ،اشتمال ،فراگيرى

exhaustivity : جامعيت

exhautless : خستگى ناپذير

exhibit : عرض کردن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

exhibiter : )=exhibitor(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhibition : نمايشگاه , نظر گاه

exhibition building : معمارى : ساختمان نمايشگاه

exhibition game : ورزش : بازى نمايشى به نفع خيريه

exhibitioner : نمايش دهنده

exhibitionism : فرومينشاند

exhibitive : جلوه دهنده , نشان دادني

exhibitor : )=exhibiter(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhilarant : نشاط اور،فرح بخش ،روح بخش

exhilarate : شادمان کردن

exhilarating : روح افزا , نشاطآور , مفرح

exhilaration : نشاط

exhilarative : فرح بخش ،نشاط اور،دلگشا

exhilirating : روح پرور

exhort : نصحيت کردن ،تشويق و ترغيب کردن

exhortation : نصحيت ،تشويق

exhortative : ترغيبى

exhumation : نبش قبر , نبش

exhume : نبش کردن , نبش قبرکردن

exhust : تدريجا تحليل رفتن

exieting : مهيج

exigence : اقتضا،تقاضا،ضرورت ،موقع تنگ

exigency : مقتضي

exigent : فشارآور

exigible : قابل پرداخت , قابل مطالبه , قابل ادعا , قابل تقاضا

exiguity : کمى ،کوچکى ،خردى

exiguous : کم ،لاغر،خرد

exiguousness : کمى ،کوچک ،خرد

exile : نفي بلد , غربت , نفي بلد کردن , تبعيد , تبعيد کردن , جلاي وظن

exilian : وابسته بجلاى بابل

exilic : تبعيدى ،جلائى

exility : نازکى ،باريکى

eximious : عالى ،منتخب ،ممتازexcellent( ،)choice

exist : وجود داشتن , موجود بودن

existence : زندگي , موجوديت , داراي هستي , بايش , وجود , حيات , زيست

existence in the hereafter : قانون ـ فقه : معاد

existential : وجودي

existential anxiety : روانشناسى : اضطراب وجودى

existential psychology : روانشناسى : روانشناسى وجودى

existential therapy : روانشناسى : درمان وجودى

existing : کائن , متکون

existing circumstances : بازرگانى : شرايط موجود

exit : خروج , مخرج , دررو , راه خروجي

exit interview : روانشناسى : مصاحبه پايان خدمت

exit splitter : شيمى : شکافنده خروجى

exite : انگيختن

exitement : انگيزش , افروختگي

exiting : معجب

exmeridian altitude : علوم نظامى : ارتفاع فوق نصف النهارى هواپيما ارتفاع نصف النهارى

exo skeleton : استخوان بندى برونى

exocathection : روانشناسى : برون پردازى

exocrine : برون تراو

exocrine gland : روانشناسى : غده برون ريز

exocyclic double bond : شيمى : پيوند دوگانه اگزوسيکلى

exodermis : (گ.ش ).لايه ء خارجى سلولهاى زنده محيطى

exodontia : مبحث دندان کشى

exodontist : متخصص دندان کشى

exodus : مهاجرت بنى اسرائيل از مصر به کنعان ،خروج ،مهاجرت دسته جمعى

exoenzyme : انزيم خارج سلولى

exofficio : از لحاظ سمت ،از لحاظ تصدى مقام و غيره

exogamous : وابسته به برون همسرى يا برون پيوندى

exogamy : برون همسري

exogen : گياه برون رو

exogenous : برون رو

exogenous event : رويداد برونى

exomphalus : فتق بندناف ،فتق سره

exonerate : تبرئه کردن , مبرا کردن , مبرا بودن

exonerated from : بازرگانى : معاف از

exoneration : تبرئه , تبري

exonerative : تبرئه اميز،متضمن معافيت

exophthalmos : خروج تخم چشم

exoposition : شيمى : موقعيت اگزو

exopsychic : روانشناسى : برون روانى

exorable : قابل تحريک در مقابل التماس ،(مج ).دل رحيم ،نرم

exorbitant : گزاف

exorbitantly : بطور مفرط

exorcise : جادو کردن

exorcism : جنگيري , دفع جن , دفع شياطين

exorcist : جن گير

exorcize : بيرون کردن ،دفع کردن ،راندن ،ازروح پليدرهاکردن ياخالى کردن

exordial : مربوط به اغاز يا مقدمه

exordium : ديباچه ،سراغاز،مقدمه ،سردفتر،اغاز،اول هر چيزى

exoskeleton : بر استخوان بدني

exosmosis : حلول برونى

exosomatic method : روانشناسى : روش برون تنى

exospore : هاگ غير جنسى

exostosis : برامدگى استخوان

exoteric : زود فهم

exoterical : برونى ،خارجى جهرى ،بدرون راه نيافته ،پيش پا افتاده ،مبتذل

exoterics : تعليمات برونى ياعمومى

exothermal : )=exothermic(حرارت زا،تشکيل شده در اثر حرارت

exothermic reaction : شيمى : واکنش گرماده

exothermic solution : شيمى : انحلال گرماده

exothermicity : شيمى : گرمادهى

exotic : عجيب وغريب

expand : ريع کردن , منبسط ساختن , توسعه يافتن , بسط يافتن , گسترده کردن , منبسط شدن , بسط دادن , منبسط کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پروژه کارآفرینی تولید پارچه کشباف
پروژه کارآفرینی تولید پارچه های فیلامنت در فیلامنت
پروژه کارآفرینی تولید پالت رنگ
پروژه کارآفرینی تولید پروفیل پلاستیک
پروژه کارآفرینی تولید پروفیل رنگی آلومینیوم
پروژه کارآفرینی تولید پفک نمکی
پروژه کارآفرینی تولید پمپ ترمز خودرو
پروژه کارآفرینی تولید پودر گوشت و استخوان (با ظرفیت 300 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید پوشال کولر (با ظرفیت 690 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید تابلوهای معرق کاری (به ظرفیت 500 تابلو)
پروژه کارآفرینی تولید تجهیزات پزشکی
پروژه کارآفرینی تولید ترانس مهتابی 40 وات و 20 وات (با ظرفیت 400000 عدد در سال)
پروژه کارآفرینی تولید توپ ورزشی
پروژه کارآفرینی تولید جوراب زنانه (با ظرفیت 1260000 جفت در سه شیفت)
پروژه کارآفرینی تولید چسب عایق بندی خودرو
پروژه کارآفرینی تولید چیپس سیب زمینی
پروژه کارآفرینی تولید حوله (با ظرفیت 120 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید خمیر فلاف
پروژه کارآفرینی تولید خوراک دام و طیور (به ظرفیت تولید 15000 تن در سال )