لغات مشابه
exhalent : )=exhalant(بالارونده ،متصاعد،بخارشونده ،بيرون دهنده

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust : زياده خسته کردن , اگزوز , پاي در آوردن , از نفس انداختن , از پا انداختن , اگزوس

Exhaust : تا ته مصرف کردن ، خسته کردن

exhaust air : علوم مهندسى : هواى خروجى

exhaust cam : علوم مهندسى : بادامک خروجى

exhaust chamber : علوم مهندسى : اطاقک خروجى

exhaust cone : علوم هوايى : مخروطى اگزوز

exhaust connection : علوم مهندسى : اتصال خروجى

exhaust gas : علوم مهندسى : گاز خروجى

exhaust gas temperature : علوم هوايى : دماى گاز خروجى

exhaust gear : علوم مهندسى : چرخ دندانه خروجى

exhaust in jector : اب رسان

exhaust nozzle : علوم هوايى : نازل خروجى

exhaust passage : علوم مهندسى : گذرگاه خروجى

exhaust valve housing : علوم مهندسى : حوضينگ شير خروجى

exhaust velosity : علوم هوايى : سرعت خروج

exhaust steam : بخارخروجى ،بخارکارکرده

exhausted : بي رمق , کوفته , تاسيده , بي حال

exhausted materials : زيست شناسى : مواد تمام شده

exhauster : شيمى : مکنده

exhaustibility : قابليت صرف شدن يا خالى شدن

exhaustible : قابل خالى کردن ،تمام شدنى

exhausting : خسته کننده

exhaustion : بي حالي , واماندگي , فرسودگي

exhaustively : بطورجامع ياکامل ،چنانکه درهمه جزئيات واردشوديابحث کند

exhaustiveness : جامعيت ،اشتمال ،فراگيرى

exhaustivity : جامعيت

exhautless : خستگى ناپذير

exhibit : عرض کردن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

exhibiter : )=exhibitor(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhibition : نمايشگاه , نظر گاه

exhibition building : معمارى : ساختمان نمايشگاه

exhibition game : ورزش : بازى نمايشى به نفع خيريه

exhibitioner : نمايش دهنده

exhibitionism : فرومينشاند

exhibitive : جلوه دهنده , نشان دادني

exhibitor : )=exhibiter(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: