لغات مشابه
exhaustibility : قابليت صرف شدن يا خالى شدن

exhaustible : قابل خالى کردن ،تمام شدنى

exhausting : خسته کننده

exhaustion : بي حالي , واماندگي , فرسودگي

exhaustively : بطورجامع ياکامل ،چنانکه درهمه جزئيات واردشوديابحث کند

exhaustiveness : جامعيت ،اشتمال ،فراگيرى

exhaustivity : جامعيت

exhautless : خستگى ناپذير

exhibit : عرض کردن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

Exhibit : به نمایش گذاشتن

exhibiter : )=exhibitor(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhibition : نمايشگاه , نظر گاه

exhibition building : معمارى : ساختمان نمايشگاه

exhibition game : ورزش : بازى نمايشى به نفع خيريه

exhibitioner : نمايش دهنده

exhibitionism : فرومينشاند

exhibitive : جلوه دهنده , نشان دادني

exhibitor : )=exhibiter(نمايش دهنده ،ارائه دهنده

exhilarant : نشاط اور،فرح بخش ،روح بخش

exhilarate : شادمان کردن

exhilarating : روح افزا , نشاطآور , مفرح

exhilaration : نشاط

exhilarative : فرح بخش ،نشاط اور،دلگشا

exhilirating : روح پرور

exhort : نصحيت کردن ،تشويق و ترغيب کردن

exhortation : نصحيت ،تشويق

exhortative : ترغيبى

exhumation : نبش قبر , نبش

exhume : نبش کردن , نبش قبرکردن

exhust : تدريجا تحليل رفتن

exieting : مهيج

exigence : اقتضا،تقاضا،ضرورت ،موقع تنگ

exigency : مقتضي

exigent : فشارآور

exigible : قابل پرداخت , قابل مطالبه , قابل ادعا , قابل تقاضا

exiguity : کمى ،کوچکى ،خردى

exiguous : کم ،لاغر،خرد

exiguousness : کمى ،کوچک ،خرد

exile : نفي بلد , غربت , نفي بلد کردن , تبعيد , تبعيد کردن , جلاي وظن

exilian : وابسته بجلاى بابل

exilic : تبعيدى ،جلائى

exility : نازکى ،باريکى

eximious : عالى ،منتخب ،ممتازexcellent( ،)choice

exist : وجود داشتن , موجود بودن

existence : زندگي , موجوديت , داراي هستي , بايش , وجود , حيات , زيست

existence in the hereafter : قانون ـ فقه : معاد

existential : وجودي

existential anxiety : روانشناسى : اضطراب وجودى

existential psychology : روانشناسى : روانشناسى وجودى

existential therapy : روانشناسى : درمان وجودى

existing : کائن , متکون

existing circumstances : بازرگانى : شرايط موجود

exit : خروج , مخرج , دررو , راه خروجي

exit interview : روانشناسى : مصاحبه پايان خدمت

exit splitter : شيمى : شکافنده خروجى

exite : انگيختن

exitement : انگيزش , افروختگي

exiting : معجب

exmeridian altitude : علوم نظامى : ارتفاع فوق نصف النهارى هواپيما ارتفاع نصف النهارى

exo skeleton : استخوان بندى برونى

exocathection : روانشناسى : برون پردازى

exocrine : برون تراو

exocrine gland : روانشناسى : غده برون ريز

exocyclic double bond : شيمى : پيوند دوگانه اگزوسيکلى

exodermis : (گ.ش ).لايه ء خارجى سلولهاى زنده محيطى

exodontia : مبحث دندان کشى

exodontist : متخصص دندان کشى

exodus : مهاجرت بنى اسرائيل از مصر به کنعان ،خروج ،مهاجرت دسته جمعى

exoenzyme : انزيم خارج سلولى

exofficio : از لحاظ سمت ،از لحاظ تصدى مقام و غيره

exogamous : وابسته به برون همسرى يا برون پيوندى

exogamy : برون همسري

exogen : گياه برون رو

exogenous : برون رو

exogenous event : رويداد برونى

exomphalus : فتق بندناف ،فتق سره

exonerate : تبرئه کردن , مبرا کردن , مبرا بودن

exonerated from : بازرگانى : معاف از

exoneration : تبرئه , تبري

exonerative : تبرئه اميز،متضمن معافيت

exophthalmos : خروج تخم چشم

exoposition : شيمى : موقعيت اگزو

exopsychic : روانشناسى : برون روانى

exorable : قابل تحريک در مقابل التماس ،(مج ).دل رحيم ،نرم

exorbitant : گزاف

exorbitantly : بطور مفرط

exorcise : جادو کردن

exorcism : جنگيري , دفع جن , دفع شياطين

exorcist : جن گير

exorcize : بيرون کردن ،دفع کردن ،راندن ،ازروح پليدرهاکردن ياخالى کردن

exordial : مربوط به اغاز يا مقدمه

exordium : ديباچه ،سراغاز،مقدمه ،سردفتر،اغاز،اول هر چيزى

exoskeleton : بر استخوان بدني

exosmosis : حلول برونى

exosomatic method : روانشناسى : روش برون تنى

exospore : هاگ غير جنسى

exostosis : برامدگى استخوان

exoteric : زود فهم

exoterical : برونى ،خارجى جهرى ،بدرون راه نيافته ،پيش پا افتاده ،مبتذل

exoterics : تعليمات برونى ياعمومى

exothermal : )=exothermic(حرارت زا،تشکيل شده در اثر حرارت

exothermic reaction : شيمى : واکنش گرماده

exothermic solution : شيمى : انحلال گرماده

exothermicity : شيمى : گرمادهى

exotic : عجيب وغريب

expand : ريع کردن , منبسط ساختن , توسعه يافتن , بسط يافتن , گسترده کردن , منبسط شدن , بسط دادن , منبسط کردن

expandability : قابليت انبساط

expandable : قابل انبساط

expanded : متسع , منبسط , مبسوط , منبسط شده

expanded contrast : علوم مهندسى : تنظيم کنتراست

expanded memory : کامپيوتر : حافظه گسترشى

expanded scope : الکترونيک : صفحه گسترده

expanded type : کامپيوتر : نوع گسترده

expandede order : ترتيب مبسوط

expander : منبسط کننده

expandibility : قابليت انبساط , انبساط پذيري

expanding : توسيع

expanding cement : عمران : سيمانى که زير اب سفت ميشود سيمان قابل انبساط

expanding industry : بازرگانى : صنعت در حال گسترش

expanding ring clutch : علوم مهندسى : کلاج اصطکاکى يا مالشى

expanse : فضاي زياد

expansibility : قابليت انبساط

expansible : انبساط پذير , کش آمدني

expansibly : بطور قابل انبساط

expansile : انبساطى ،قابل انبساط

expansion : اتساع , بسط , گسترش

expansion bearing : عمران : تکيه گاهى که موجب حرکت طولى يا دورانى ميشود

expansion board : کامپيوتر : برد مدار چاپى براى افزايش قابليتها و توابع به سخت افزار کامپيوتر

expansion bus : کامپيوتر : گذر گسترشى

expansion card : کامپيوتر : کارتى که به منظور نصب تراشه يا مدار اضافى به يک سيستم افزوده مى شود تا اين که قابليت سيستم توسعه يابد

expansion coefficient : شيمى : ضريب انبساط

expansion loop : معمارى : خم انبساط

expansion of universe : نجوم : انبساط جهان

expansion orbit : الکترونيک : مدار نشان

expansion point : عمران : درز انبساط

expansion rate : نجوم : اهنگ انبساط

expansion scab : علوم مهندسى : ريشه

expansion slot : کامپيوتر : شکاف گسترشى

expansion slots : کامپيوتر : شکاف ها يا فضاهاى خالى درون کامپيوتر اصلى براى اتصال تخته مدارهاى کوچک به تخته مدار اصلى بکار مى روند

expansion team : ورزش : تيم تازه وارد به ليگ

expansion theorem : شيمى : قضيه بسطى

expansion unit : کامپيوتر : وسيله اى که به يک کامپيوتر متصل بوده و داراى سوکت هاى اضافى است تا درون انها تخته مدارهاى چاپى بتوانند قرار گيرند

expansionary : انبساط آور

expansionary fiscal policy : بازرگانى : سياست مالى انبساطى

expansionary monetary policy : بازرگانى : سياست پولى انبساطى

expansionary policy : بازرگانى : سياست انبساطى

expansionism : توسعه طلبي

expansionist : توسعه طلب , استعماري , استعمار گر , استعمار طلب , توسعه خواه

expansive : متمايل به توسعه

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت هدف های سازمانی واثر بخشی
پاورپوینت مدیریت استراتژیک منابع انسانی جان براتون
پاورپوینت مفاهیم تكنولوژی
پاورپوینت بازاریابی ویروسی
پاورپوینت الگوریتم کلونی زنبور عسل
پاورپوینت آشنایی با دوربین های عکاسی
پاورپوینت فرایند شکل دهی به فلزات
پاورپوینت معماری مدرن متاخر
پاورپوینت طرح پرورش قارچ خوراكی
مفهوم روانکاوی به زبان ساده
تغییر کیفیت زندگی
پاورپوینت مفاهیم خط مشی تقسیم سود و تعیین ارزش سهام
"پاورپوینت ریسک، بازده و ارزیابی اوراق بهادار"
پاورپوینت مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM)
پاورپوینت هزینه سرمایه
پاورپوینت دیاگرام و ریز فضاهای بیمارستان
نقشه اتوکد دیوار حائل فونداسیون برج خنک کننده
150 پلان معماری ساختمان
آموزش مقدماتی نرم افزار FLAC 2D