لغات مشابه
exordial : مربوط به اغاز يا مقدمه

exordium : ديباچه ،سراغاز،مقدمه ،سردفتر،اغاز،اول هر چيزى

exoskeleton : بر استخوان بدني

exosmosis : حلول برونى

exosomatic method : روانشناسى : روش برون تنى

exospore : هاگ غير جنسى

exostosis : برامدگى استخوان

exoteric : زود فهم

exoterical : برونى ،خارجى جهرى ،بدرون راه نيافته ،پيش پا افتاده ،مبتذل

exoterics : تعليمات برونى ياعمومى

exothermal : )=exothermic(حرارت زا،تشکيل شده در اثر حرارت

exothermic reaction : شيمى : واکنش گرماده

exothermic solution : شيمى : انحلال گرماده

exothermicity : شيمى : گرمادهى

exotic : عجيب وغريب

expand : ريع کردن , منبسط ساختن , توسعه يافتن , بسط يافتن , گسترده کردن , منبسط شدن , بسط دادن , منبسط کردن

expandability : قابليت انبساط

expandable : قابل انبساط

expanded : متسع , منبسط , مبسوط , منبسط شده

expanded contrast : علوم مهندسى : تنظيم کنتراست

expanded memory : کامپيوتر : حافظه گسترشى

expanded scope : الکترونيک : صفحه گسترده

expanded type : کامپيوتر : نوع گسترده

expandede order : ترتيب مبسوط

expander : منبسط کننده

expandibility : قابليت انبساط , انبساط پذيري

expanding : توسيع

expanding cement : عمران : سيمانى که زير اب سفت ميشود سيمان قابل انبساط

expanding industry : بازرگانى : صنعت در حال گسترش

expanding ring clutch : علوم مهندسى : کلاج اصطکاکى يا مالشى

expanse : فضاي زياد

expansibility : قابليت انبساط

expansible : انبساط پذير , کش آمدني

expansibly : بطور قابل انبساط

expansile : انبساطى ،قابل انبساط

expansion : اتساع , بسط , گسترش

expansion bearing : عمران : تکيه گاهى که موجب حرکت طولى يا دورانى ميشود

expansion board : کامپيوتر : برد مدار چاپى براى افزايش قابليتها و توابع به سخت افزار کامپيوتر

expansion bus : کامپيوتر : گذر گسترشى

expansion card : کامپيوتر : کارتى که به منظور نصب تراشه يا مدار اضافى به يک سيستم افزوده مى شود تا اين که قابليت سيستم توسعه يابد

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: