لغات مشابه
Expose : فاش کردن

Expose : فاش کردن

exposed : بي پناه

exposed to : در معرض

exposed to danger : در معتز خطر

exposition : توضيح

expositive : نمايشگاهي

expository : توضيحي

exposure : آشکاري , هوا خوردگي , معرض

expound : بهتفصيل شرح دادن

express : ابراز داشتن , اظهار کردن , ابراز کردن , افاده کردن , بيان داشتن , اظهارکردن

express doubt : ابراز ترديد کردن

express interest : ابراز علاقه کردن

express joy : ابراز شادماني کردن

express opinion : نظر دادن

express surprise : تعجب کردن

expressed : اظهار شده

expressing : افاده

expressing surprise : مستعجب

expression : عبارت , بيان , حالت , ابراز , پک و پوز , اصطلاح , اظهار

expressive : گويا , اشارهکننده

expressiveness : رسائي

expressway : تند راه

expulsion : بيرون شدگي , اخراج , طرد , راندگي , خروج , پاک سازي

expunged : پاک شده

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود فایل های آموزشی