لغات مشابه
flower work : گلکارى ،گل مصنوعى

flowerage : نمايش گل وشکوفه

flowerer : گياه گل دهنده

flowerful : پر گل

flowerily : چنانکه داراى عبارات پرصنعت ياتعارف اميزباشد

floweriness : اراستگى باعبارات پرصنعت ياتعارف اميز

flowering : شکفتگي , گلدار

flowerless : بى گل

flowerpot : گلدان

flowers : رياحين

flowers of sulphur : گوگرد

flowine : خط گردش

flowing : ساري , روان , سيال

flowingly : (بطور ) روان ،باسلاست ،بطورپيوسته ،بطورلبريز

flowlines : عمران : خطوط جريان

flown : لبريز،لبالب ،پر

flowstone : سنگ رسوبى

fltp flcp : )ff(الاکلنگ

fltp flcp circuit : مدار الاکلنگى

flu : آنفلوانزا , انفلوانزا

flu box : ورزش : جعبه مخصوص طعمه هاى خشک ماهيگيرى

flu hook : ورزش : کيف مخصوص طعمه هاى مصنوعى ماهيگيرى

flub : اشتباه احمقانه ،لاف زدن ،توپ خالى زدن

flubdub : فريب و اغوا

fluctuability : تغييرپذيرى ،امادگى براى بالاوپايين رفتن

fluctuable : مستعد بالا و پائين رفتن ،مواج ،مستعد ترقى و تنزل

fluctuant : نوساني

fluctuate : نوسان کردن , نوسان داشتن

fluctuating : مواج

fluctuating arc : علوم هوايى : قوس الکتريکى نوسان دار

fluctuating power : الکترونيک : توان نوشى

fluctuating power of a polyphase system : الکترونيک : توان نوشى مدار چند فازى

fluctuation : نوسان

fluctuation of load : معمارى : نوسان بار

fluctuations : بازرگانى : نوسانات

fluctutaion of water table : معمارى : نوسان سفره اب زيرزمينى

flucuations : قانون ـ فقه : نوسانات اقتصادى

flue : لوله بخار

flue boiler : علوم مهندسى : ديگ بخار

flue dust : علوم مهندسى : بخار گاز

flue pipe : (مو ).ناى يالوله ساز،لوله دودکش

flue stop : کليد ارگ ،دکمه ارگ

fluency : سلاست , رواني , طلاقت , انسجام

fluent : روان , فصيح , سليس

fluently : علوم مهندسى : با سلاست

fluff : کرکدار شدن

fluffiness : نرمى ،خاصيت کرکى

fluffy : پرزدار

fluid : سيال , مايع , نرم وآبکي

fluid centre : ورزش : مرکز سيال

fluid clutch : علوم مهندسى : کلاج روغنى

fluid dram : واحد سنجش مايعات برابر با 1/8 اونس مايع

fluid friction : علوم مهندسى : اصطکاک روغنى

fluid intelligence : روانشناسى : هوش سيال

fluid logic : منطق سيلانى

fluid mechanics : عمران : مکانيک سيالات

fluid ounce : واحد گنجايش مايعات معادل 1/16 پينت

fluid resistance : علوم هوايى : مقاومت سيال

fluid bed polymerization : شيمى : بسپارش در بستر سيال

fluid bed vulcanization : شيمى : وولکانش در بستر سيال

fluidal : مانندجسم سيال يامايع ،وابسته به جسم سيال ،مايع

fluidic : وابسته بجسم سيال ،مانند جسم سيال يامايع

fluidics : سيلا ن شناسى

fluidify : تبديل به جسم سيال کردن ،مايع کردن

fluidity : طلاقت لسان , سياليت , سلاست بيان

fluidization : تبديل به مايع شدن

fluidize : باد افشان ساختن ،بباد سپردن ،تبديل به مايع کردن

fluidmeter : شيمى : جريان سنج

fluids : مايعات

fluing rings : ورزش : دارحلقه

fluke : زمين گير , قلاب لنگر , اصابت اتفاقي

flukeworm : کرم جگر

flukey : اتفاقى ،الله بختکى ،متغير،غيرثابت

flukily : بطوراتفاقى يا الله بختکى

fluky : اتفاقى ،شانسى

flume : جوي آسياب

flumed bridge : عمران : پل تنگ کننده معبر اب

flummery : سخن پوچ , ژله

flumming : عمران : تنگ کردن مقطع جريان اب

flummox : )=confuse(اشفته کردن ،مغشوش کردن ،گيج کردن ،درجواب عاجز کردن

flump : سنگين راه رفتن ،مسخره وار راه رفتن ،تلوتلوخوردن ،کنده زدن

flung : پرت

flunk : رفوزه کردن , موجب شکست شدن , مردود شدن , مردود کردن

flunk out : رفوزه شدن

flunkey : مامور جزء , غير ماهر

flunkeyism : چاپلوسى ،نوکرى ،جيفه خورى ،پستى

flunky : مامور جزء , غير ماهر

fluor : قاعدگي زنان

fluoresce : شفاف شدن ،نور مهتابى پس دادن

fluorescent : مهتابي , لامپ مهتابي

fluorescent light : چراق ماهتابي

fluorescent paint : علوم مهندسى : رنگ فلورسنت

fluorescent radiation : علوم مهندسى : تشعشع فلورسنت

fluorescent tube : علوم مهندسى : لامپ فلورسنت

fluoresent matter : شيمى : ماده فلوئورسان

fluoridate : داراى فلوريد کردن

fluoride : (ش ).فلوريد،فلورور

fluorinate : (ش ).با فلور ترکيب کردن

fluorinating agent : شيمى : عامل فلوئوردار کننده

fluorometer : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى فلورسانس

fluoroscope : فلورسکوپ ،صفحه شفاف راديوسکپى

fluorosis : (طب )مسمويت در اثر فلور وترکيبات ان

flurry : طوفان ناگهاني

flush : آبريز

flush deck : علوم دريايى : پل سرتاسرى

flush receptacle : الکترونيک : پريز توى کار

flush socket : علوم مهندسى : پريز زير کار

flush switch : الکترونيک : کليد توى کار

flush tank : معمارى : حوضچه شستشو

fluster : سراسيمه کردن , دست پاچگي

flustration : دست پاچه سازى ،اشفتگى ،دست پاچگى

flute : مزمار , ني زدن , زماره , فلوت زدن

flute grafting : پيوند لوله اي

flute grafting : پيوندلوله اى ،پيوندماسوره اى

fluted : معمارى : خياره دار

fluted drill : معمارى : مته حلزونى

fluted filter paper : شيمى : کاغذ صافى چين دار

fluter : چين انداز،شيارساز

fluting : نيزني , آرايش شياري , خياره

flutist : ني زن

fluttering : اهتزاز

flutteringly : پروبال زنان ،لرزان ،سراسيمه ،درحال اشفتگى ،مضطربانه

fluttery : پرپرزني

fluty : ني مانند

fluvial : نهري

fluviatic : شطى ،نهرى ،زندگى کننده در رودخانه ،پيداشده رودخانه ،رودخانه اى

fluviatile : شطي , نهري

fluviograph : الت سنجش افت وخيزاب رودخانه

fluviomarine : درست شده رودخانه ودريا

flux : برزگ , سيلان

flux and reflux : جزرومد،تغييرات زمانه

flux intensity : الکترونيک : شدت ميدان مغناطيسى

flux linkage : علوم نظامى : مدار فلوى مغناطيسى

flux linking a coil : الکترونيک : شاره پيچک

flux linking a turn : الکترونيک : شاره دوره

flux of a vector : الکترونيک : شاره بردار

fluxed electrode : علوم مهندسى : الکترود شناور

fluxing power : علوم مهندسى : قدرت سيلان

fluxion : (ر ).حساب فاضله ،تفاضل ،(طب )خون روش ،خون رفتگى

fluxional : وابسته به حساب فاضله يامتغير

fluxmeter : الکترونيک : شاره سنج

fluxway cost : علوم نظامى : هزينه تهيه مدار اکتشافى مين

fly : پرواز کردن , پراندن , پريدن , هواپيما راني کردن , چابک وزرنگ , پر زدن , به اهتزاز آوردن , مگس , طيران کردن , در پرواز بودن , دراهتراز بودن , پرواز دادن , گريختن از

fly boy : عضو نيروى هوايى ،خلبان

fly comb : علوم مهندسى : شانه اره اى

fly cutter : علوم مهندسى : فرز مدول

fly eater : مگس خوار

fly fishing : ورزش : ماهيگيرى با طعمه مصنوعى

fly gallery : قسمت برامده کنار صحنه تاتر

fly kick : ورزش : ضربه در هوا با پا بدون گرفتن با دست

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

گزارش کارآموزی بررسی خودروهای سرانزا
گزارش کارآموزی بررسی شرکت ایران پولین
گزارش کاراموزی بررسی سیستم های PLC
گزارش کارآموزی بررسی مکانیک خودرو
گزارش کارآموزی بررسی مواد شوینده
"گزارش کاراموزی برق,ابزار دقیق و سیستم کنترل در شرکت میسان"
گزارش کارآموزی پورت USB و تراشه های کاربردی
گزارش کارآموزی در بخش اداری مالی مخابرات دكتر حسابی
گزارش کارآموزی در شرکت ایران خودرو
گزارش کارآموزی در شركت خودرو سازی سایپا
گزارش کاراموزی در شرکت زامیاد
گزارش کارآموزی در شركت توزیع برق
گزارش کارآموزی در شركت سبزینه وار
گزارش کارآموزی در شركت شیرآلات بهداشتی شیبه
گزارش کارآموزی در شرکت مخابرات
گزارش کارآموزی در نیروگاه برق شازند
گزارش کارآموزی در نیروگاه توس
گزارش کارآموزی در واحد دو اتیل هگزانول مجتمع پترو شیمی اراك
گزارش کارآموزی ساخت مجتمع بهداشتی تشخیصی درمانی پزشكان