لغات مشابه
for life : مادام العمر

for long : مدت زيادى ،خيلى

for long time : مدتي

for mercy sake : براى خاطر خدا

for more than : براي بيش از

for my part : از سهم خودم ،من که

for no p reason : بى انکه دليل خاصى داشته باشد،بدون دليل ويژه

for no reason : الکي

for nothing : مفت ،براى خاطر هيچ

for once : يکبار استثناء

for one : به عنوان یک نفر، از یک نظر، از طرفی

for one thing : يکى انکه ،اولا

for ones own hand : به خاطر خود شخص ،بابت خود شخص

for prompt cash : نقدا`،فى المجلس

for publicity purposes : به منظور تبليغ

for purposes of : از نظر،از لحاظ

for reasons : به چندين دليل

for rent : استيجاري

for sale : فروشي

for sell : فروشي

for short : براى رعايت اختصار

for some time : مدتي

for some time past : تا چندى پيش ،مدتى ،در گذشته

for that matter : از ان باب

for the : برای

for the being : عجاله

for the benefit of : به منفعت او،براى استفاده

for the best : با نيت خوب

for the love of : به عشق,،به خاطر,،بنام,

for the most part : بيشتر،اکثرا

for the nonce : عمدا`،مخصوصا`،براى مقصود فعلى ،عجاله

for the present : عجاله ،اکنون ،فعلا`

for the public good : براى خير عموم

for the reason of : بجهت

for the rest : اما در باره باقى مطالب

for the sake of money : براى( خاطر )پول ،بواسطه پول

for the sake of precaution : احتياطاً

for the sum of : بمبلغ

for the time being : عليالعجاله , عجالتا , نقدا

for this purpose : بدين منظور

for two weeks : جلسه دوهفته پس افتاد،جلسه را به دوهفته بعد موکول کردند

for what purpose : به چه مقصود

for what reason : از چه رو

for your information : براى اگاهى شما

for your sake : محض خاطر شما

for/next loop : کامپيوتر : حلقهFOR/NEXT

fora : صورت جمع کلمهforum

forage : پي علف گشتن

foram : =foraminifer

foramen magnum : مجراى نخاع

foraminate : روزن دار

foraminated : سوراخ دار،ثقبه دار،سوراخ سوراخ

foraminifer : (ج.ش ).جنسى از جانوران ريز ريشه پاى

foraminiferous : سوراخ سوراخ

foraminifers : روزن داران

forand : وهمچنين ،ونيز

forasmuch as : چونکه ،نظر به اينکه

foray : تاخت وتاز کردن

forbade : قدغن کرد،نهى کرد،منع کرد،بازداشت ،نا مقدور ساخت

forbear : پرهيختن , شکسته نفسي کردن

forbearing : دير غضب , صابر

forbearingly : بردبارانه ،شکيب ،از روى گذشت ،با گذشت

forbid : حرامکردن , نهي کردن , ممنوع کردن , منع کردن

Forbid : ممنوع کردن

Forbid : ممنوع کردن

forbiddance : قدغن ،نهى ،ممانعت ،منع ،بازداشت ،جلوگيرى

forbidden : منهي , مذموم , ممنوعه , امر ممنوعه , نا روا , ممنوع

forbidden character : دخشه ممنوعه

forbidden code : رمز ممنوعه

forbidden energy zone : شيمى : ناحيه انرژى ممنوع

forbidden fruit : چيزى که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو ميکند

forbidden things : منهيات ،مناهى ،نواهى ،ممنوعات ،محرمات

forbidden transition : شيمى : جهش الکترونى ممنوع

forbidden vibration : شيمى : ارتعاشات ممنوع

forbidden zone : شيمى : ناحيه ممنوع

forbidding : نفرت انگيز , نهي کننده

forbiddingly : بطور نفرت انگيز

forbiddingness : زنندگى ،نفرت انگيزى

forbode : )=forebode(تفال بد زدن

forbore : خوددارى کرد،دست نگاهداشت ،دست برداشت ،امتناع کرد،تحمل کرد

forborne : خوددارى کردن ،دست نگاهداشتن ،دست برداشتن ،تحمل کردن ،ساختن با

forby : )forbye(نزديک ،از نزديک ،از پهلوى ،جز،سواى ،بعلاوه

forbye : )forby(نزديک ،از نزديک ،از پهلوى ،جز،سواى ،بعلاوه

forcash : قانون ـ فقه : نقد

forcasting : کامپيوتر : پيش بينى

force : بزور وادار کردن , مجبور کردن , زور , اعمال زور کردن , ناگزير کردن , نيرو , اجبار , جبر , قوه

force a laugh : بزور خنديدن

force activity designator (fad) : علوم نظامى : شماره ترتيب فعاليت يکان

force constant : شيمى : ثابت نيرو

force field : شيمى : ميدان نيرو

force out : بزور خارج کردن

force rendezvous : علوم نظامى : نقطه الحاق هواپيماها يا کشتيها براى اجراى عمليات

force tabs : علوم نظامى : نمودار يا طرح گسترش يکانها يا نيروها طرح زمان بندى شده گسترش نيروها

force draft cooling : علوم مهندسى : سردکنندگى ونتيلاتورى

force feed circulation oiling : علوم مهندسى : روغنکارى گردشى تحت فشار

force feed oiler : علوم مهندسى : روغندان فشارى

force pump : تلمبه ضغطه اى

forced : تحميلي , ناگزير , زورکي , وادار

forced alternating current : الکترونيک : جريان متناوب فشرده

forced contract : قانون ـ فقه : عقد مکره

forced convection : علوم مهندسى : تبادل حرارت اجبارى

forced cooling : خنک سازى چيزى

forced crossing : علوم نظامى : عبور اجبارى از رودخانه

forced distribution rating : روانشناسى : درجه بندى با توزيع معين

forced fantasy : روانشناسى : خيال فراخوانده

forced flood lubrication : علوم مهندسى : روغنکارى تحت فشار

forced induction engine : علوم مهندسى : موتور کمپرسور

forced labor : اعمال شاقه

forced marching : علوم نظامى : راه پيمايى اجبارى

forced move : ورزش : حرکت اجبارى شطرنج

forced movement : روانشناسى : حرکت اجبارى

forced oscillations : الکترونيک : نوسانهاى اجبارى

forced page break : کامپيوتر : قطع اجبارى صفحه

forced saving : بازرگانى : پس انداز اجبارى

forced vibration : علوم مهندسى : ارتعاشات ناشى از تحريکات خارجى

forced withrawal : علوم نظامى : عقب نشينى اجبارى

forced choice : روانشناسى : گزينه - بايست

forcedly : به زور،اجبارا"

forceful : اجبارا

forcefully : زورمندانه ،بطور موثر

forcefulness : زورمندى ،تاثير

forceless : کم زور،بى قوت

forcemajeure : حادثه فوق العاده يا غيرمترقبه ،علت يا قوه غيرقابل مقاومت ،(فرانسه)

forcemeat : قيمه( ترکى)،کنسرو

forceps : انبر جراحي

forcepses : پنس

forces : قوا

forces of production : بازرگانى : نيروهاى توليد

forcible : عدواني , موثر

forcible de ainer : ضبط يا تصرف عدوانى

forcible feeble : ادم ضعيفى که لاف زورمندى زند

forcibly : مجبوراً , عنفا

forcing move : ورزش : حرکت اجباراور شطرنج

forcing shot : ورزش : ضربه اى که حريف را وادار به دفاع ميکند

forcing house : گرمخانه

forclosure : (حق ).سلب حق اقامه دعوى ،ممانعت

Ford : فرد , گدار , به گدار زدن

ford crossing : عمران : تقاطع جاده با مجارى ابگذر

fordable : قابل عبور،گذرکردنى

fordless : غيرقابل عبور،بى گدار

fordo : ويران ساختن

fordone : مانده ،از پا در امده ،از پا افتاده

fore and after : کشتى شراعى که دو يا چند دگل دارد

fore and aftring : مجموع بادبان هاى کشتى

fore arm : ارش ،ساعد

fore castle : علوم نظامى : قسمت سينه ناو

fore foot : علوم نظامى : کيل ناو در پاشنه

fore front : معمارى : نماى اصلى

fore guy : علوم دريايى : - martingale

fore and aft cap : کلاه دو طرف لبه دار

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اولین بخش از آموزش تکنیکهای تقویت حافظه و افزایش هوش
پاورپوینت ماهواره های مخابراتی
پاورپوینت مخابرات سیار (GSM)
پاورپوینت مقدمه ای بر ساختار حافظه های فلش
پاورپوینت ریزپردازنده (تراشه PIC)
پاورپوینت فناوری نانو تکنولوژی و جایگاه ایران در این فناوری
پاورپوینت نانولوله های كربنی (از سنتزتا كاربرد)
پاورپوینت نانو تكنولوژی در صنعت خودرو
پاورپوینت آشنایی با نانوتكنولوژی
پاورپوینت فناوری نانودربسته بندی مواد غذایی
پاورپوینت کاربرد نانو فناوری در بسته بندی غذا
پاورپوینت چرخ دنده
پاورپوینت زاویه سنج
پاورپوینت لوله پی تت و روتامتر
زیباترین آگهی ترحیم لایه باز
دانلود آگهی ترحیم زیبا
دانلود آگهی ترحیم لایه باز شماره 3
دانلود آگهی ترحیم مادر
دانلود فایل ورد Word بررسی پولشویی و راه های مبارزه با آن