معنی generalissimo

generalissimo
فرمانده کل ،سپهسالار،ژنراليسيم
کلمات مشابه

generality : عموميت , اصل کلي , نکته کلي

generalizability : روانشناسى : تعميم پذيرى

generalization : تعميم

generalize : تعميم دادن , تعميم کردن , عمومي کردن , کليت بخشيدن , عموميت دادن

generalized : تعميم يافته ،کلى

generalized anxiety disorder : روانشناسى : اختلال اضطراب فراگير

generalized coordinates : شيمى : مختصات تعميم يافته

generalized inhibitory potential : روانشناسى : پتانسيل بازداشتى تعميم يافته

generalized planning : بازرگانى : برنامه ريزى تعميم يافته

generalized reinforcer : روانشناسى : تقويت کننده تعميم يافته

generalized seizure : روانشناسى : حمله صرعى فراگير

generally : عموما , بطور اعم , معمولا , روي هم رفته

generalship : سرتيپي , سرلشکري , علم لشکرکشي

generated error : خطاى توليد شده

generated heat : علوم مهندسى : گرماى توليد شده

generated traffic : معمارى : شد امد ايجادى

generating function : تابع مولد،تابع زاينده

generating set : علوم مهندسى : دستگاه مولد برق

generating tone : روانشناسى : صوت مولد

generating tool : علوم مهندسى : ابزار توليد

معنی generalissimo به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی