معنی gisarme

gisarme
نوعى تبر جنگى ،تبر زين
کلمات مشابه

Gissen : گيسن

gist : مطلب عمده , لب کلام , نکته مهم

Gisu : گيسو

Gita : گيتا

Giti : گيتي

gittern : سه تار،گيتار

giuoco pianissimo : ورزش : جوئوکو پيانيسيمو در جوئوکو پيانو شطرنج

giuoco piano : ورزش : جوئوکو پيانو در بازى شطرنج ايتاليايى

Giv : گيو

give : بذل کردن , عوض دادن , مبذول کردن , واگذار کردن , وا گذاردن , مرحمت کردن , مبذول داشتن , عطا کردن

give (away) weight : ورزش : حمل کردن وزن بيشتر از طرف اسب براى ايجاد تعادل در مسابقه

give a bribe to : قانون ـ فقه : رشوه دادن به

give a catch : ورزش : زدن ضربه اى که ممکن است بل گرفته شود

give a dictation : ديکته گفتن

give a lecture : کنفرانس دادن

give a lesson : متنبه کردن

give a person in charge : قانون ـ فقه : کسى را تحويل پليس دادن

give a prescription : نسخه دادن

give a prize : جايزه دادن

give a pull at : کشيدن

معنی gisarme به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی