لغات مشابه
gloominess : تيرگى ،دلتنگى

glooming : پکر کننده

gloomingly : با اخم يا سيماى تيره

Gloomy : تیره تار ، تاریکی

Gloomy : تیره تار ، تاریکی

gloomy : منحوس , مکدر , افسرده , پکر , غم افزا , خفه , تيره , گرفته

gloria : حمد،تسبيح ،تمجيد،حلقه نور

gloriation : فخر،افتخار،لاف

glorification : تجليل , تکبير

glorified : تجليل يافته ،مجلل

glorifier : تکريم و تجليل کننده

glorify : تجليل کردن , تکريم کردن

gloriole : تاج اسمانى که نصيب نفس کشندگان ميشود

glorious : فرهي , عظيم , عظيمالشان , عزوجل , مفتخر , پر افتخار , مجلل , ذوالجلال , پر طمطراق

gloriously : بطور مجلل ،بطور با شکوه

gloriousness : بزرگى ،جلال ،شکوه

glory : افتخار , فخر , شووکت , شکوه , جلال , ابهت , دبدبه , جلالت , اجلال , احتشام

gloss : جلوه ظاهر

glossa : زبان ،ساختمان يا عضو زبانى شکل( حشرات)

glossarial : مربوط به فهرست معانى اى که درپايان کتاب باشد،تفسيرى

glossarist : کسى که در پايان کتابى فهرست يا فرهنگى براى لغات دشوار ان تهيه ميکند،مفسر،شارح

glossator : تفسيرنويس ،مفسر

glosser : پرداخت گر

glossily : بطور براق و جلا داده

glossina : )tsetse(پشه تسه تسه

glossiness : پرداختگى ،براقى

glossitis : ورم زبان

glossographer : تفسيرنويس ،مفسر،شارح

glossography : تفسيرنويسى ،طبقه بندى و،شرح زبانها

glossolalia : روانشناسى : غريبه گفتارى

glossology : زبان شناسى ،علم زبان ،اصطلاح شناسى

glossopharyngeal : (تش ).زبانى حلقى ،مربوط به زبان و حلق

glossopharyngeal nerve : روانشناسى : عصب زبانى - حلقى

glossy : لعابي , لعابدار

glost : لعاب( درظرف سفالين)

glottal : وابسته بدهانه حنجره ،مربوط به دهانه ناى

glottic : زبانى

glottis : چاکناي

glottochronology : مبحث مطالعه سير تکامل زبانهاى مختلف

glove : دستکش

glove anesthesia : روانشناسى : بى حسى دست

glove compartment : جعبه کوچک مخصوص اچار و غيره در جلو اتومبيل ،جعبه داش بورد

glove fight : مشت بازى بادستکش

glove stretcher : اسباب گشادکردن پنجه هاى دستکش

glover : دستکش ساز

glow : نگاه سوزان کردن , تافتن , تاب آمدن , مشتعل بودن , تابيدن

glow discharge lamp : علوم مهندسى : لامپ تخليه کنتاکتى

glow discharge cold cathode tube : الکترونيک : لامپ مشتعل

glower : نگاه خيره

glowing : پر جلا

glowingly : بطور تابان ،با تب و تاب

glowworm : شب تاب , کرم شب افروز , کرم شو تاب

gloxinia : (گ.ش ).نوعى گياه مخوص برزيل

gloze : عيب پوشي , خدعه زدن

gloze voer : قانون ـ فقه : تاويل کردن

glozing : تاويل ،پرده پوشى ،مداهنه

glozingly : تاويل کنان ،ازراه عيب پوشى ،ازروى مداهنه

glss bell : مردنگى( بر روى گل)

gluconate : نمک اسيد گلوکونيک

gluconic acid : (ش ).اسيد گلوکونيک ،C6 H12 O7

glucosuria : قندپيشاب ،وجودقند درادرار

glue : چسب , سريش , چسب زدن

glued : چسباننده

glum : افسرده ،کدر،رنجيده ،ملول ،اوقات تلخ

glumaceous : (گ.ش ).پوست دار،غلاف دار

glume : (گ.ش ).پوست ،غلاف ،پوشينه

glumiferous : غلاف اور

glumly : بطور کدر

glumness : تکدر،اوقات تلخى ،سکوت

glumpy : افسرده ،رنجيده ،ملول ،خاموش وکدر

glut : سيراب کردن

glutamate : (ش ).نمک اسيد گلوتاميک

glutamine : گلوتامين

gluteal : سريني

gluteus : ماهيچه سرين

glutinate : چسباندن ،بهم پيوستن ،جمع کردن ،جوش دادن( زخم)

glutinosity : چسبندگى

glutton : پرخور , شکم پرست

gluttonize : شکم پرستي کردن

gluttonous : شکمو , پر خور , شکم پرست

gluttonously : از روى پرخورى

gluttony : شکم پرستي , پر خوري , پرخوري

glyacid : اسيدگليسيريک

glycerate : نمک اسيدگليسريک ،ملح اسيدگليسريک

glyceric : گليسرينى

glycerinate : گليسرين ماليدن

glycerine : گليسيرين

glycerol : گليسيرين

glycitol : شيمى : گليسيتول

glycogenic : توليدکننده شکردربافته هاى حيوانى ( بويژه جگر)

glycol : الکل دهنى

glycoside : شيمى : گليکوزيد

glycosuria : وجودقند درپيشاب ،ماده قندى درادرار

glycosuric : دچاربيمارى اى که ازوجودقند درپيشاب پيداميشود،وابسته بماده قند

glyph : علامت يا نشان حجارى شده

glyptal : علوم هوايى : رزين مصنوعى ساخته شده از گليسيرين و اسيد فتاليک

glyptic : مربوط به حکاکى

glyptics : حکاکى ،قلم زنى ،کنده کارى در روى سنگهاى گران بها

glyptograph : نقش روى جواهر

glyptography : شناسائى نقش هاى جواهر،حکاکى در روى جواهر

gnarl : پيچ دادن ،گره دار کردن ،(چوب)گره درخت يا چوب ،غرولند،زوزه

gnarled : گره دار،پيچ دار

gnash : بهم فشردن

gnat : پشه

gnat snapper : مرغ مگس خور،مرغ پشه خور

gnat strainer : ادم زيادخرده گير،ادم زيادوسواسى ،پشه صاف کن

gnathal : آروارهاي

gnathic : فکي

gnathite : (ج.ش ).يکى از زوائد دهانى بند پايان

gnathitis : اماس ارواره بالا،ورم فک اعلى ،اماس گونه

gnatling : پشه خرد،چيزبسيارکوچک

gnaw : خاييدن ،گاز گرفتن ،کندن( با گاز يا دندان)،تحليل رفتن ،فرسودن ،مانند موش جويدن ،ساييدن

gnawer : جونده

gnawing : جونده ،قراضه ،مالش

gnome : جنى زير زمينى ،ديو،کوتوله ،گورزاد

gnomic : ضرب المثلي , اخلاقي

gnomical : موجز،مختصر،کوتاه ،لب نويس ،کوته سخن

gnomon : شرعيات , عقربک

gnomonic : وابسته به شاخص( سازى)

gnomonics : فن شاخص سازى ،علم تعيين وقت باشاخص

gnosis : عرفان

gnostic : عارف , عرفاني

gnosticism : فلسفه عرفانى يا روحانى

gnosticize : بافى کردن ،عرفان گفتن ،ازراه عرفان تشريح کردن

gnp (gross national product) : روانشناسى : توليد ناخالص ملى

gnu : (ج.ش ).گوزن يالدار

go : عبور کردن , رفتن

go ahead : :)adj.(متهور،مترقى ،پيش رونده ،نشانه ترقى ،بفرماييد،green light :)n.(

go along : همراه رفتن

go and see him : برويداوراببنيد

go and they will kill you : برويدتاشمارابکشند،اگربرويدشماراخواهندکشت

go around mode : علوم نظامى : روش کنترل مخصوص کندن هواپيما از زمين روش کنترل صعود هواپيما

go astray : منحرف شدن

go at : جدا مشغول شدن به

go away : رد شدن

go back : پس رفتن , برگشتن

go back and forth : عقب و جلو رفتن

go back on one s word : جر آمدن

go backdoor : ورزش : جاگيرى در پشت مدافع براى دريافت پاس

go backward : عقب رفتن

go bankrupt : ور شکستن

go baseline : ورزش : حرکت کردن در امتداد خط پايانى براى دريافت پاس

go between : رابط،ميانجى ،دلال محبت ،واسطه

go blind : نابينا شدن

go by : پيروى کردن از،گذشتن

go cart : گوکارت

go dan : ورزش : دان 5 کاراته

go dan barai : ورزش : رد کردن از پايين

go dan kumite : ورزش : مبارزه با ضربه هاى 5 تايى

go devil : لوله نفت

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پروژه کارآفرینی تولید تابلوهای معرق کاری (به ظرفیت 500 تابلو)
پروژه کارآفرینی تولید تجهیزات پزشکی
پروژه کارآفرینی تولید ترانس مهتابی 40 وات و 20 وات (با ظرفیت 400000 عدد در سال)
پروژه کارآفرینی تولید توپ ورزشی
پروژه کارآفرینی تولید جوراب زنانه (با ظرفیت 1260000 جفت در سه شیفت)
پروژه کارآفرینی تولید چسب عایق بندی خودرو
پروژه کارآفرینی تولید چیپس سیب زمینی
پروژه کارآفرینی تولید حوله (با ظرفیت 120 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید خمیر فلاف
پروژه کارآفرینی تولید خوراک دام و طیور (به ظرفیت تولید 15000 تن در سال )
پروژه کارآفرینی تولید خوراک طیور
پروژه کارآفرینی تولید دستگاه های آبیاری تحت فشار بارانی
پروژه کارآفرینی تولید رادیاتورهای فولادی شوفاژ
پروژه کارآفرینی تولید رشته آشی و پلویی
پروژه کارآفرینی تولید ساچمه فولادی
پروژه کارآفرینی تولید سرکه صنعتی (با ظرفیت 1500 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید غذای کودک (ظرفیت تولید 500 تن )
پروژه کارآفرینی تولید فنر تخت اتومبیل (ظرفیت 1100 تن در سال)
پروژه کارآفرینی تولید قطعات پلاستیکی