معنی gnome

gnome
جنى زير زمينى ،ديو،کوتوله ،گورزاد
کلمات مشابه

gnomic : ضرب المثلي , اخلاقي

gnomical : موجز،مختصر،کوتاه ،لب نويس ،کوته سخن

gnomon : شرعيات , عقربک

gnomonic : وابسته به شاخص( سازى)

gnomonics : فن شاخص سازى ،علم تعيين وقت باشاخص

gnosis : عرفان

gnostic : عارف , عرفاني

gnosticism : فلسفه عرفانى يا روحانى

gnosticize : بافى کردن ،عرفان گفتن ،ازراه عرفان تشريح کردن

gnp (gross national product) : روانشناسى : توليد ناخالص ملى

gnu : (ج.ش ).گوزن يالدار

go : عبور کردن , رفتن

go ahead : :)adj.(متهور،مترقى ،پيش رونده ،نشانه ترقى ،بفرماييد،green light :)n.(

go along : همراه رفتن

go and see him : برويداوراببنيد

go and they will kill you : برويدتاشمارابکشند،اگربرويدشماراخواهندکشت

go around mode : علوم نظامى : روش کنترل مخصوص کندن هواپيما از زمين روش کنترل صعود هواپيما

go astray : منحرف شدن

go at : جدا مشغول شدن به

go away : رد شدن

معنی gnome به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی