لغات مشابه
hand vise : علوم مهندسى : گيره دستى

hand wash basin : علوم مهندسى : چاهک دستشويى

hand wheel : علوم مهندسى : چرخ دستى

hand ball : توپ بازى با دست

hand barrow : خاک کش دستى

hand fed : دست پرورده

hand gallop : چارنعل سبک ،تاخت ملايم

hand glass : ائينه کوچک دسته دار،ذره بين

hand inhand poition : ورزش : رقص در حالتى که بدن هر دو رقصنده به يک سمت است

hand knitted : دست بافت ،دست باف

hand light : مردنگى باغبانى

hand loom : دستگاه بافندگى دستى

hand made : دست ساخت

hand mill : اسياب دستى

hand operated chuck : علوم مهندسى : سه نظام دستى

hand operated molding machine : علوم مهندسى : دستگاه قالبريزى دستى

hand organ : ارگ دستى

hand picked : دست چين

hand plane : علوم مهندسى : رنده کردن دستى

hand play : مشت زنى ،شوخى بادست

hand post : پنجه راهنما

hand pressed : دست افشار , دست فشار

hand rail : دست انداز،جان پناه ،نرده

hand reading : کف بينى

hand sewn : دست دوز

hand signs : ورزش : علامتهاى با دست

hand staff : دسته خرمن کوب ،چوبدستى

hand tailored : دست دوز

hand to mouth reaction : روانشناسى : واکنش دست به دهان بردن

hand tool : دست افزار،ابزاردست ،افزاردست

handbag : کيف دستي

handball : هندبال

handbandage : ورزش : بانداژ دست

handbarrow : زنبه خاک کشى دستى

handbell : زنگ دستى

handbill : اگهى دستى ،اعلانى که بدست مردم ميدهند

handbook : رساله , کتاب راهنما , کتاب مرجع

handbow : ورزش : کمان تيراندازى

handbreadth : باندازه کف دست ،پهناى دست

handcar : چهارچرخه کوچکى که بوسيله دست يا موتور کوچکى روى خط اهن حرکت ميکند

handcart : چرخ دستي

handclasp : )handshake(دست زدن ،دست دادن

handcraft : صنايع يدي , هنردستي

handcuff : دستبند زدن , دستبند , بخو

handed : دست دار،تهى دست ،دست و دل باز،با سخاوت

handed down : قانون ـ فقه : به تواتر رسيدن

handfast : دست نامزدى ،پيمان عروسى بستن با،حلقه ،چسبيدن ،دستبند يا بخوزدن

handful : مشتواره , مشتي , مشت

handgrip : دستگيره ،محل دست گرفتن( مانند دسته شمشير)،جنگ دست به يقه ،دست بگريبان

handhold : گيره دستي

handicap : فلج , معلول , آوانس

handicap stake : ورزش : مسابقه اى که مبلغ شرطبندى از صاحبان اسبهاست

handicapped : فلج

handicapped with a family : پابست عيال ،گرفتارخانواده

handicapper : ورزش : امتيازدهنده

handicapping : ورزش : پيش بينى نتيجه

handicraft : صنعت دستي , دستورزي , هنردستي , هنر دستي

handicraftsman : دستورز

handicuff : مشت

handiness : مهارت ،استادى ،تردستى

handing charge : عمران : هزينه باربرى

handing over : قانون ـ فقه : اقباض ،تفويض

handing stolen goods : قانون ـ فقه : اخفاء مال مسروقه

handiwork : کاردستي , کار دستي

handiworks : معمارى : کاردستى

handkerchief : دستمال

handle : دسته , سرو کار , قبضه شمشير , جادستي , رفتار کردن , دستينه , ادارهکردن , دستگيره

handle bar arm : علوم مهندسى : دسته فرمان

handle the ball : ورزش : دست زدن توپزن به توپ

handle with care : با احتياط دست بزنيد

handlebar : دسته دو چرخه ،فرمان

handleing time : علوم مهندسى : زمان بررسى

handless : بي دست

handlines : روانشناسى : خطهاى کف دست

handling : رتق , رسيدگي

handling bridge : علوم مهندسى : پل بار

handling charges : بازرگانى : هزينه هاى جابجايى کالا

handling equipment : علوم مهندسى : تجهيزات بار

handling of affairs : رتق و فتق امور

handling of goods : بازرگانى : جابجايى امتعه ،جابجايى کالا

handlist : فهرست مختصر

handmade : دستي , دستباف

handmaid : کلفت ،کنيز،خدمتکار

handmaiden : کلفت ،کنيز،خدمتگار

handout : نوبت بازى ،اعانه

handover : علوم نظامى : تحويل و تحول کردن سيستم کنترل هواپيماها تحويل دادن

handpick : دست چين کردن

handplane : مشت رنده

handpump : تلمبه دستي

handrail : نرده

handrail bracket : علوم مهندسى : پايه نرده

handride : ورزش : اسبدوانى بدون کمک مهميز يا شلاق

hands down : (د.گ ).بدون کوشش ،بسهولت ،بدون احتياط

hands off : دست زدن موقوف ،دست نزنيد

handsaw : دست اره

handscrew : پيچ سر بطرى

handsel : دشت کردن , رونما , بيعانه دادن , رونما دادن

handset : دستگاه فرستنده وگيرنده( گوشى ودهانى )تلفن در يک قطعه

handshake : دست( دادن)

handshaking : دست دادن

handshield : علوم مهندسى : سپر محافظ جوشکارى

handsome : جميل , نيک منظر , وسيم , خوبرو

handsome lads dwelling in paradise : غلمان

handsomely : بطور زيبا،بطور مطبوع

handsomeness : قشنگى ،تناسب اندام ،مطبوعيت ،زيبائى ،شايستگى

handstand : بالانس زدن

handtwist retrieve : ورزش : طرز برگرداندن نخ ماهيگيرى

handwheel : چرخ دستى

handwork : بادست انجام شده ،يدى ،دستى ،دستکارى

handwoven : دست باف

handwrite : دستخط کردن

handwriting : دستخط

handwriting analysis : روانشناسى : تحليل دستخط

handwriting recognition : کامپيوتر : تشخيص دست خط

handwriting scale : روانشناسى : مقياس دستخط

handwritten : خطي

handy : سهل الاستعمال , قابل استفاده

handy billy : علوم نظامى : پمپ دستى کوچک

handy dandy : بازى بچگانه که دران کودکى چيزى رادريکى ازدودست بسته خودنگاه

handyman : شخص اماده بخدمت ،نوکر

hanfman kasanin concept formation test : روانشناسى : ازمون هانفمان - کاسانين براى شکل گيرى مفهومها

hang : بدار آويختن , آويزان بودن , بدار زدن , آويخته شدن , طناب انداختن , آويز کردن , آويزان کردن , چسبيدن به , بدار آويخته شدن

hang about : در نزديکى منتظر بودن ،گشتن ،پرسه زدن

hang around : ول گشتن , ولگردي کردن

hang back : بى ميلى نشان دادن

hang behind : لک و لک کردن

hang five : ورزش : سوار تخته موج شدن با وزن بدن در جلو

hang glacier : ورزش : يخشار

hang loose : شل و ول شدن

hang on : سماجت ورزيدن ،ادامه دادن ،دوام داشتن ،ثابت قدم بودن

hang on to something : بچيزى چسبيدن ،در چيزى خوب دقت کردن

hang out : سماجت ورزيدن , پاتوق

hang out the laundry : ورزش : ازاد کردن چتر عقب پس از عبور از خط پايان

hang ten : ورزش : سوارى تخته موج درحال جلوبودن ¹ 1انگشت پا

hang time : ورزش : مدت حرکت توپ در هوا

hang together : متفق بودن

hang dog : جبان ،ادم پست وترسو

hang nail : ريشه ناخن ،ناخنک

hang over : باقى مانده

hangdog : شرمنده وترسو

hanger : آشيانه , آويزان کننده , آشيانه هواپيما , معلق کننده

hanger on : مفت خور , موي دماغ , متکي بر

hanging : آويزان , درحال تعليق , عمل آويختن , بدار آويزي , اعدام

hanging arrow : ورزش : تير اويزان شده به هدف

hanging committee : انجمنى که عهده دارچسباندن يا اويختن عکس هايى درنمايش باشند

hanging gale : اجاره پس افتاده ،پس افت

hanging indent : کامپيوتر : تورفتگى معلق

hanging pawns : ورزش : پياده هاى اويزان شطرنج

hanging prevention : کامپيوتر : ممانعت از تعليق

hanging rod : معمارى : ميله رخت اويز

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت کارآفرینی مبتنی بر دانش شرط لازم برای اشتغال مؤثر دانش آموختگان آموزش عالی 16 اسلاید
پاورپوینت کار آفرینی در کسب و کار اینترنتی 102اسلاید
پاورپوینت نظام روابط کار در سازمان
پاورپوینت دوره آموزشی توسعه كارآفرینی 132 اسلاید
"پاورپوینت توسعه، كارآفرینی، اشتغال 58 اسلاید"
پاورپوینت HACCP در تولید بستنی 27 اسلاید
پاورپوینت تکنیکهای خلاقیت 77 اسلاید
پاورپوینت طرح درس جامعه شناسی کار و بیکاری 26 اسلاید
پاورپوینت نظریه قیمت گذاری آربیتراژ 11 اسلاید
آموزش کاربردی اصول ابزار دقیق
جزوه بسیاری کاربردی آموزش طراحی ساختمان بتنی منظم در Etabs
دوره آموزشی کاربردی بازرسی خطوط لوله
دوره آموزشی بسیار کاربردی کنترل کیفیت در پروژه های صنعتی
اصول طراحی هیدروسیکلون های جداکننده جامد از مایع د رآب وفاضلاب
بررسی انوان آنتن و شبکه های بیسیم
بازوی ربات قابل برنامه ریزی جهت بكارگیری در دستگاه های CNC
بررسی تعیین ضریب گیاهی و پهنه بندی نیاز آبی سیب زمینی در استانهای خراسان و سمنان
بررسی بازار سبزیجات خشک
بررسی خوردگی در كندانسور های نیروگاهی و تاثیر آن بر نیروگاه