لغات مشابه
he returned a negative : پاسخ منفى داد،گفت نه

he rode me off on a side issue : نکته فرعى پيش اورده مرا ازاصل مطلب پرت کرد

he rode off : دورشد

he rolled them by : سواره از پهلوى انها رد شد

he rose from the ranks : از پايه سربازى باينجارسيد،از رتبه سربازى ترقى کرد

he rounded me in the ear that : در گوشى بمن گفت( يادرگوش من گفت ) که

he rows 30 to the minute : او دقيقه اى سى پارو ميزند

he said he shoued go : اوگفت خواهم رفت

he said i will come : اوگفت خواهم امد

he said that he did not know : گفت نميدانم

he said(that)he woul come : گفت خواهم امد،گفت که خواهم امد

he saw in his vision : در عالم روياديد

he saw me : او مرا ديد

he says (that)he will not go : ميگويد( ک ه ) نخواهم رفت

he says i do not know : ميگويد نميدانم

he says what he means : مقصودخودراصريحابيان مى کند

he scorns to lie (or lying) : از دروغ گفتن عاردارد

he seeks my life : در صد د گرفتن من است

he seeks rest but finds none : ارامش ميجويدولى( هيچ ) نمى يابد

he seems to be tired : خسته مينمايد،خسته بنظر ميرسد،بنظرميايدکه خسته است

he seems to have died : ظاهرامرده است ،از قرارمعلوم مرده است

he seized upon the chance : فرصت راغنيمت شمرد،از موقع استفاده کرد

he sent me a wire : تلگرافى براى من فرستاد،تلگرافى بمن مخابره کرد

he set out for the village : سوى ده رهسپار گرديد،عازم ده شد

he shall go : خواهد رفت( يعنى بايد برود)

he should better to led than : بايد اورا دلالت کرد زور فايده ندارد

he showed me kindness : با من مهربانى کرد،ابراز محبت نسبت به من نمود

he sided with us : طرفدارى از ما کرد

he skins a f. : اب ازدستکش نميچکد،مگس رادرهواميزند

he smells of oil : اثارمطالعه از او نمايان است

he smiled away my anger : با لبخند خشم مرا فرو نشاند

he sold the good ones : خوب هاى انرا فروخت ،هر چه خوب داشت فروخت

he sold the shirt off his back : پيراهن تنش راهم فروخت

he speaks to the purpose : با منظورسخن ميگويد،قصدى دارد،بيهوده نمى گويد

he spoke smoothly : بنرمى سخن گفت

he spoke tous : بما سخن گفت

he sprained his ankle : غوزکش رگ برگ شد،قوزکش پيچ خورد

he stands first in his class : او در کلاس خود( شاگرد )اول است

he started at my voice : از صداى من از جا پريد

he stole my book : کتابم را دزديدند

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: