لغات مشابه
he wrenched his ankle : قوزکش پيچ خورد،غوزکش در رفت

he wrinkled his forehead : جبين درهم کشيد،چين به ابروافکند

he writes for the papers : براى روزنامه هامقاله مينويسد

he writes himself captain : درنوشتن خودراسروان مينامد

he wronged me : نسبت بمن بيعدالتى کرد،نسبت غلط بمن داد

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام


آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام