لغات مشابه
he writes for the papers : براى روزنامه هامقاله مينويسد

he writes himself captain : درنوشتن خودراسروان مينامد

he wronged me : نسبت بمن بيعدالتى کرد،نسبت غلط بمن داد

he wrote himself out : ازبس نوشت ديگرچيزى نداشت که بنويسد

head : باسرتوپ زدن , رئيس , راس , سر , باشي , دک , رائس

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام


آموزش انگلیسی در اینستاگرام آموزش انگلیسی در تلگرام