صفحه اصلی

he wronged me
نسبت بمن بيعدالتى کرد،نسبت غلط بمن داد
کلمات مشابه

he wrote himself out : ازبس نوشت ديگرچيزى نداشت که بنويسد

head : باسرتوپ زدن , رئيس , راس , سر , باشي , دک , رائس

head (of the river) race : ورزش : قايقرانى روى رودخانه در فواصل براى تعيين بهترين زمان

head access window : کامپيوتر : شکاف مستطيل شکل در روکش ديسک لغزان

head ache : سردرد

معنی he wronged me به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود فیزیک هسته ای
دانلود کوره آفتابی
دانلود نانو تکنولوژی
دانلود نانو تکنولوژی (1)