صفحه اصلی

head
باسرتوپ زدن , رئيس , راس , سر , باشي , دک , رائس
کلمات مشابه

head (of the river) race : ورزش : قايقرانى روى رودخانه در فواصل براى تعيين بهترين زمان

head access window : کامپيوتر : شکاف مستطيل شکل در روکش ديسک لغزان

head ache : سردرد

head and mouth : دک و دهن

head band : روسرى( زنانه)،پيشانى بند،(درکتاب )شيرازه

معنی head به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود "تحقیق اجرا، تیرها و شمع ها"
دانلود بررسی اجرای آسفالت گرم
دانلود مقاله اجزاء ساختمان (پی نواری)
دانلود مقاله احداث باغ در اراضی شیبدار