معنی his britannic majesty

his britannic majesty
اعليحضرت پادشاه انگلستان
کلمات مشابه

his coat was in blue velvet : نيمتنه اش( از )مخمل ابى بود

his conduct is object : رفتارش قابل اعتراض است ،رفتارش رضايتبخش نيست

his days (oryears)a numbered : عمرش نزديک است به پايان برسد

his eminece : جناب ،حضرت

his eminence : شت

his english is weak : مايه انگليسى اوکم است

his excellency : قانون ـ فقه : جناب اقاى

his eyes were inflammed : چشمهايش اماس کرد

his f. opinion : عقيده ايى که پرورده وموردپسنداوست

his face is p with small pox : رويش ازابله پرازچاله است

his fate is sealed : سرنوشت اوازقبل معلوم گرديده

his generosity was proverbial : دهش او ضرب المثل( مشهور )بود

his hand lack one finger : دستش يک انگشت ندارد

his hat cover his fanily : هيچکس را ندارد،خودش است و کلاهش

his heart sank : دل مرده شد

his heart to grief : دل بکف غصه نبايد سپرد

his heart went pit : دلش مى تپيد

his holiness : شت

his honor : معظم له

his hope was snuffed out : چراغ اميدش خاموش شد

معنی his britannic majesty به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی