معنی his generosity was proverbial

his generosity was proverbial
دهش او ضرب المثل( مشهور )بود
کلمات مشابه

his hand lack one finger : دستش يک انگشت ندارد

his hat cover his fanily : هيچکس را ندارد،خودش است و کلاهش

his heart sank : دل مرده شد

his heart to grief : دل بکف غصه نبايد سپرد

his heart went pit : دلش مى تپيد

his holiness : شت

his honor : معظم له

his hope was snuffed out : چراغ اميدش خاموش شد

his imperial majecty : قانون ـ فقه : اعليحضرت همايون شاهنشاه

his income : هر چه درامد داردخرج مى کند

his intentions are good : قصدش خوب است ،خيال بدى ندارد

his joke fell f. : شوخى اونگرفت

his joys p from baseless hope : خوشى هاى اوناشى ازاميدهاى بى اساس است

his kidnegs have gone w : گرده هايش درست کارنمى کنند،کليدهايش خراب شده اند

his kingship : اعليحضرت( درگفتگوى ازپادشاه)

his leg rested on a stone : پايش روى سنگى قرار گرفته بود

His Majesty : اعليحضرتا

his manners smackofselfishness : بوى خودپسندى از رفتارش ميايد

his mind was petrified : ذهنش از کار افتاد

his money is more than can : پوليش بيش( يا زياده ) از انست که بتوان شمرد

معنی his generosity was proverbial به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی