معنی his heart went pit

his heart went pit
دلش مى تپيد
کلمات مشابه

his holiness : شت

his honor : معظم له

his hope was snuffed out : چراغ اميدش خاموش شد

his imperial majecty : قانون ـ فقه : اعليحضرت همايون شاهنشاه

his income : هر چه درامد داردخرج مى کند

his intentions are good : قصدش خوب است ،خيال بدى ندارد

his joke fell f. : شوخى اونگرفت

his joys p from baseless hope : خوشى هاى اوناشى ازاميدهاى بى اساس است

his kidnegs have gone w : گرده هايش درست کارنمى کنند،کليدهايش خراب شده اند

his kingship : اعليحضرت( درگفتگوى ازپادشاه)

his leg rested on a stone : پايش روى سنگى قرار گرفته بود

His Majesty : اعليحضرتا

his manners smackofselfishness : بوى خودپسندى از رفتارش ميايد

his mind was petrified : ذهنش از کار افتاد

his money is more than can : پوليش بيش( يا زياده ) از انست که بتوان شمرد

his money was p spent : يک قسمت ازپولش خرج شد

his opening remarks : نخستين گفته هاى وى

his painting lacked repose : نقاشى وى توافق( ياقرينه ) نداشت

his palce is still open : جاى او هنوز خالى( يا متصدى ) است

his parentage isunknown : اصل و نسبتش معلوم نيست ،پدرو مادرش معلوم نيست کى هستند

معنی his heart went pit به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی