معنی his leg rested on a stone

his leg rested on a stone
پايش روى سنگى قرار گرفته بود
کلمات مشابه

His Majesty : اعليحضرتا

his manners smackofselfishness : بوى خودپسندى از رفتارش ميايد

his mind was petrified : ذهنش از کار افتاد

his money is more than can : پوليش بيش( يا زياده ) از انست که بتوان شمرد

his money was p spent : يک قسمت ازپولش خرج شد

his opening remarks : نخستين گفته هاى وى

his painting lacked repose : نقاشى وى توافق( ياقرينه ) نداشت

his palce is still open : جاى او هنوز خالى( يا متصدى ) است

his parentage isunknown : اصل و نسبتش معلوم نيست ،پدرو مادرش معلوم نيست کى هستند

his prayers was granted : دعايش مستجاب شد

his reputed son died : انکه مشهوربودپسراوست مرد،انکه پس اوبشمارميرفت مرد

his reverence : جناب اقاى - عنوان کشيشان که برابراست باعناوين قديمى ايران

his royal highness : قانون ـ فقه : والاحضرت

his sable majesty : ابليس يا شيطان

his severity relaxed : از سخت گيرى خود کاست ،سخت گيرى وى کمتر شد

his sight could p darkness : بينايى وى تاريکى رامى شکافت

his stomach sticks out : شکمش پيش امده است

his sudden a : حضورياظهورناگهانى او

his tongue ran on pattens : خيلى شلوق ميکرد

his was granted : دعايش پذيرفته شد

معنی his leg rested on a stone به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی