لغات مشابه
hypofunction : روانشناسى : کم کارى

hypogastric : واقع در زير شکم ،زير شکمى( قسمت وسط پايين تر از ناف)

hypogastric region : زير شکم

hypogeal : زير زميني

hypogean : زير زمينى

hypogene : (ز.ش ).تشکيل شده يا متبلور شده در زير سطح زمين ،اذرين )plutonic( مثل سنگ خارا

hypogenous : پايين رو

hypogeous : زير زميني

hypogeum : (معمارى قديم )قسمت زير زمينى بنا،سرداب

hypoglossal : (تش ).وابسته به عصب زيرزبانى

hypoglossal (n) : عصب زير زبان

hypoglossal nerve : روانشناسى : عصب زيرزبانى

hypogynous : واقع در زير تخمدان ،تحت المبيض

hypoid : علوم هوايى : چرخدنده هايى براى انتقال حرکت و قدرت بين شفت ها يا محورهاى متنافر

hypokinesis : روانشناسى : کم جنبى

hypolimnion : زيست شناسى : اب سرد زيرين

hypologia : روانشناسى : کم گويى

hypomanic : داراى جنون خفيف

hypomnesis : روانشناسى : ضعف حافظه

hypomorph : انسان سرگرد وپاکوتاه

hypophrenia : روانشناسى : عقب ماندگى ذهنى

hypophyseal : (تش ).مربوط به غده صنوبرى ،مربوط به هيپوفيز

hypophysis : هيپو فيز

hypoprosessis : روانشناسى : فقدان توجه

hyporisy : دورويى ،رياکارى ،دورنگى ،سالوس ،زرق

hyposensitize : (طب )کم شدن حساسيت نسبت به بعضى مواد موجد حساسيت( مثل گرده گلهاوغيره)،عدم حساسيت

hyposometer : معمارى : فرازسنج

hypostal : عمران : ستون دار

hypostasis : موجود فرضي

hypostasis(hi or hi )[pl ses] : فرض ،زمينه ،پايه ،اساس - گوهر،ذات فرضى ، (طب ) ته نشست

hypostatic(al) : اساسى ،اصلى - فرضى ، (طب ) ناشى از ته نشينى ( خون) ،اقنومى

hypostatize : تبديل بماده کردن ،جسميت دادن به

hypostatize or size : ذات جدا دانستن ،شخصيت دادن به ،مسلم فرض کردن

hypostyle : ستون دار

hypotaxis : (د ).رابطه ترکيبى يا صرف ونحوى کلمه اصلى با مشتقاتش( کلمه مخالف)parataxis

hypotension : (طب )فشار خيلى ضعيف وغير عادى رگها،فشار خون خيلى پايين

hypothalamus : روانشناسى : هيپوتالاموس

hypothec : رهن ،گرو

hypothecate : رهن گذاردن

hypothecation : گرو گذارى ،رهن گذارى

hypothecator : رهن گذارنده

hypothenuse : زه ،وتر

hypothermal : نسبتا گرم

hypothesis : نهشته , قضيه فرضي , فرض , فرضيه , برانگاشت

hypothesis testing : روانشناسى : فرضيه ازمايى

hypothesize : بر انگاشتن

hypothetial : عمران : فرضى

hypothetic : فرضى ،فرض کننده

hypothetical : فرضي , نهشتي , سوالي , برانگاشتي

hypothetical case : قانون ـ فقه : دعوى فرضى

hypothetical construct : روانشناسى : سازه فرضى

hypothetically : فرضا"،بطور فرض

hypothetico deductive method : روانشناسى : روش فرضى - قياسى

hypothetieally : فرضا`،از راه فرض ،بطور فرضى

hypotrophy : (زيست شناسى )رشد کمتر از معمول ،(گ.ش ).رشد غير متناسب اعضاى شعاعى

hypotyposis : تشريح مجسم کننده

hypoventilation : علوم هوايى : تنفس کم بطوريکه مقدار اکسيژن خون از مقدار عادى ان کمتر ميشود

hypoxemia : ورزش : کاهش اکسيژن بافت

hyprostosis : رويش غير طبيعى استخوان ،کلفت شدگى استخوان ،برامدگى استخوان

hypsographic map : علوم نظامى : نقشه هاى عوارض نمايى که ارتفاع نقاط در ان از سطح دريا تعيين شده است

hypsography : نقشه بردارى از کوه ها وارتفاعات زمين

hypsometer : ارتفاع سنج , ارتفاع پيما

hypsometric diagram : علوم نظامى : طرح منظرى عوارض نمايى که عوارض در ان با سايه زدن مشخص شده باشد

hypsometry : بلندى پيمايى ،پيمايش ارتفاع هاى روى زمين نسبت به تراز دريا

hyrax : (ج.ش ).نوعى خرگوش کوهى

Hyrcania : طبرستان

hyroquinone : (ش ).ترکيب متبلور سفيد بفرمولC6 H4 )OH(2

hyson : نوعى چاى سبز چينى

hyssop : زوفا

hysterectomize : بوسيله عمل جراحى زهدان را در اوردن

hysterectomy : (جراحى )بيرون اوردن زهدان يارحم

hysteresis : پسماند

hysteresis cycle : الکترونيک : حلقه پسماند

hysteresis loss : الکترونيک : اتلاف پسماندى

hysteric(al) : حمله اى ،تشنجى ،دچار حمله يا تشنج يا بيهوشى

hysterical deafness : روانشناسى : کرى هيستريايى

hysterical paralysis : روانشناسى : فلج هيستريايى

hysterical personality : روانشناسى : شخصيت هيستريايى

hysterics : حمله خنده غير قابل کنترل ،حمله گريه ،حمله احساساتى ،حمله وتشنج( درزنان)،هيجان

hysteriform : روانشناسى : هيستريايى شکل

hysteritis : (طب ) اماس زهدان ،ورم رحم

hysterogenic : شبيه حمله

hysteroid : شبيه حمله

hysterology : گفتار در زهدان ،مبحث رحم

hysteron proteron : قلب غير منطقى ،قلب

hysterotomy : عمل زهدان ،جراحى رحم

hystrionic : روانشناسى : هيستريايى

hz (hertz) : روانشناسى : واحد بسامد

I : اينجانب , بنده , من

i , i : حرف نهم الفباى انگليسى برابر با( الف ) يا( ى ) و داراى صداى اى

i a the beauties of nature : من از زيبائيهاى طبيعت حظ کردم

i a with you on that matter : من در ان موضوع با شما موافق هستم

i advised him to go there : به صلاح او دانستم که برود،مصلحت ديدم که برود

i agreed to go : حاضر شدم بروم

i alone bear the brunt of it : خدمت انها بر من واجب مى ايد

i always photograph badly : عکس من هميشه بد در مى ايد

i am & 6 out : پنج ليره اشتباه حساب کردم

i am 3 rials in pocket : سه ريال در جيب دارم ،سه ريال سود بردم

i am 50 rials out of pocket : ¹ 5ريال زيان ( يا ضر ر ) کرده ام

i am a light sleeper : خواب من سبک است

i am a stranger here : من اينجا غريبم

i am about that : من در اين خصوص دلواپس هستم

i am afraid of him : از او ميترسم

i am afriad : ميترسم ،براى کاستن از اثرخبرى که به کسى مى دهند به کار مى برند

i am at your service : در خدمت شما هستم

i am awkwardly situated : بد جورى گرفتار شده ام

i am behind in my rent : کرايه خانه ام عقب افتاده است

i am bend on going : مصمم هستم بروم

i am better : بهترم

i am busy at the moment : اکنون کار دارم ،فعلا `کار دارم ،نقدا `مشغولم

i am f.caught : عجب گيرى کرده ام

i am famishing : از گرسنگى دارم مى ميرم

i am fed up : وازده شدم ،سير شدم ،بيزار شدم ،حوصله ام سر رفت

i am impatient for it : نميتوانم براى ان صبر کنم ،از ان بابت بيطاقت هستم

i am in a bad f. : بد گيرى امدم

i am in a hurry for it : (انرا ) زود ميخواهم ، (براى ان ) عجله دارم يا در شتاب هستم

i am in a sorry hopeless etc : دچار وضع بدى شده ام ،بد جورى گرفتار شده ام

i am in receipt of your letter : نامه شما به من رسيد،نامه شما واصل گرديد

i am nat my last shifts : کارد به استخوانم رسيده است ،اخرين وسيله يا تدبير من اينست

i am not a with him : با او اشنا نيستم ،با او اشنايى ندارم

i am not good at sums : من در جمع زدن تند ( يا ماهر ) نيستم

i am not in (the)vein : حالش را ندارم

i am not made of salt : مگر من نمک هستم که از باران بترسم ؟

i am not of his mind : با او هم عقيده ( هم فکر ) نيستم

i am on the wrong side of 50 : من بيش از ¹ 5سال دارم

i am only middling : بد نيستم ( در پاسخ احوالپرسى)

i am out of p with it : ديگرحوصله انرا ندارم ،ديگر نمى توانم انرا تحمل کنم

i am out of sorts : حالم خوب نيست ،نميدانم مرا چه ميشود،نميدانم چه ام هست ،خلقم بجا نيست

i am p to know him : بوجود او افتخار مى کنم ،بوجود او سرافراز يا مفتخرم

i am purposed to go : قصد دارم بروم ،در نظر دارم بروم

i am pushed for money : ازبى پولى درفشار ( در زحمت ) هستم

i am quiet well thank you : به مرحمت شما حالم خيلى خوب است

i am reluctant to go : ميل ندارم بروم ،اکراه دارم از رفتن

i am satisfied with his servic : از خدمات او راضى يا خوشنود هستم

i am shaped in sin : در گناه سرشته شده ام

i am sorry : متاسفم ،افسوس ميخورم ،غمگينم ،ببخشيد

i am sorry to trouble you : ببخشيد اسباب زحمت شدم ( ميشوم)

i am strange to that writing : با اين خط اشنا نيستيم

i am thankful to god : خدا را سپاس ميگزارم ( ميگويم) ،خدا را شکر ميکنم ،خدا را شکرانه ميگويم

i am thankful to him : از او سپاس گزارم

i am thirsty : تشنه ام هست

i am through with my work : کارم به پايان رسيد،از کارفراغت پيدا کردم

i am tired of that : از ان کار خسته شدم

i am tortured with headache : سر درد مرا ازار ميدهد

i am under obligation to him : من ممنون او هستم ،زير بار منت او هستم

i am unused to that noise : من به ان صدا اشنا نيستم

i am unwilling to go : راضى نيستم بروم ،مايل نيستم بروم

i am very keen on going there : من خيلى مشتاقم انجا بروم ،خيلى دلم ميخواهد به انجا بروم

i am weary of writing : از نوشتن خسته ( بيزار ) شدم

i am yet to learnt : من هنوز نميدانم

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

گزارش کاراموزی شهرداری خرمدره
گزارش کاراموزی شهرداری و مدیریت جامع شهری
گزارش کاراموزی جریان الکتریکی در صنعت برق
گزارش کاراموزی طراحی یك سیستم اندازه گیری
گزارش کاراموزی طرح ریزی واحدهای صنعتی(طراحی كارخانه)
گزارش کاراموزی فرایند تولید شرکت مینو
گزارش کاراموزی فرم مشخصات عناصر زمان بندی و نمودارهای MAC
گزارش کاراموزی فن و هنر سفالگری
گزارش کاراموزی بررسی قانون كار
گزارش کاراموزی قیمت گذاری سیستم انتقال
گزارش کاراموزی كابرد چوب در معماری
گزارش کاراموزی كاربرد چوب در ساختمانها و پلها
گزارش کاراموزی كارخانه تن ماهی پونل
گزارش کاراموزی فلسفه tpm از تئوری تا اجرا
گزارش کاراموزی نقش کارآفرینان زن
گزارش كارآموزی اداره دارایی
گزارش كارآموزی بررسی نظارت ساختمان
گزارش كاراموزی شهرداری ابهر
گزارش کاراموزی DHS نیل