معنی identification

identification
هويت شناسي , تعيينهويت
کلمات مشابه

identification markings : علوم دريايى : علايم شناسايى

identification card : علوم نظامى : کارت شناسايى

identification card (jf) : علوم دريايى : کارت شناسايى

identification character : علوم مهندسى : علامت مشخصه

identification friendly or foe (iff) : علوم نظامى : سيستم تشخيص هواپيماى دوست و دشمن سيستم تشخيص دشمن توسط رادار

identification marks : آلائم اختصاصي

identification number : علوم مهندسى : حرف مشخصه

identification of supplies : بازرگانى : تشخيص هويت کالا

identification signs : عمران : علائم تشخيص

identification test : روانشناسى : ازمون شناسايى

identification zone : علوم نظامى : منطقه تشخيص هدف

Identify : شناختن

Identify : نشان دادن هویت

identify : تشخيص هويت دادن , مربوط ساختن , سناسائي کردن , شناسايي کردن , باز شناختن , تشخيص دادن

identify signal : علوم مهندسى : علامت يا سيگنال مشخصه

identity : اصليت , مشابهت , عينيت , هماني , هويت

identity card : قانون ـ فقه : شناسنامه

identity crisis : روانشناسى : بحران هويت

identity element : شيمى : عنصر يکسانى

identity of indiscernibles : يکى بودن چيزهايى که نتوان بين شان فرق گذاشت

معنی identification به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی