معنی illocal

illocal
بى مکان
کلمات مشابه

illogic : غير منطقى ،خلاف منطق

illogical : غيرمعقول , غير منطقي , بي منطق

illogicality : غير منطقى بودن

illogically : بطور غيرمنطقى

illth : بدى

illude : ريشخند کردن ،مسخره کردن ،فريب دادن

illume : روشن کردن ،منور کردن ،روشن فکر ساختن

illuminable : منورشدني

illuminant chromaticity : علوم مهندسى : رنگ نور

illuminate : زرنما کردن , چراغاني کردن , تذهيب کردن , تذهيب کاري کردن , درخشانساختن , چراقان کردن , روشنکردن , منور کردن

illuminated : منور

illuminati : اشراقيون ،روشن ضميران ،روشن فکران

illuminating aperture : علوم مهندسى : روزنه روشنايى

illuminating device : علوم مهندسى : تجهيزات روشنايى

illuminating fixture : علوم مهندسى : لوازم روشنايى

illuminating gas : معمارى : گاز روشنايى

illuminating system : علوم مهندسى : سيستم روشنايى

illumination : تنوير , تذهيب , چراغاني , اشراق , روشنسازي

illumination by diffusion : علوم نظامى : روشن کردن منطقه از طريق انعکاس نور غير مستقيم يا سايه روشن

illumination by reflection : علوم نظامى : روشن کردن منطقه از طريق انعکاس يا شکست نور

معنی illocal به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی