معنی insolvent law

insolvent law
قانون درماندگى ،قانون اعسار
کلمات مشابه

insomnia : بيخوابي , مرض بيخوابي , بدخوابي

insomniac : بدخواب , بي خواب

insomnious : بيخواب ،دچار بيخوابى

insomuch : ازبسکه

insomuch as : باندازه اى که ،ازبسکه ،چونکه

insomuch that : باندازه اى که ،از بسکه

insouciance : سهل انگاري , لاابالي گري

insouciant : بى پروا،بى قيد

insoul : داراي روح کردن

inspan : در زير يوغ اوردن ،جفت کردن

inspeak : با سخن فهماندن

inspect : تحت بررسي قرار دادن , وارسي کردن , تفتيش کردن , سرکشي کردن , بازرسي کردن , سر کشيدن , بازبين کردن

inspection : تفتيش , کنترل , وارسي , بازرسي , بررسي , معاينه

inspection hole : معمارى : روزنه بازبينى

inspection lamp : علوم مهندسى : لامپ کنترل

inspection shaft : معمارى : ميله بازديد

inspection test : علوم مهندسى : ازمايش کار

inspection well : معمارى : چاه بازديد

inspectional : مربوط به بازرسى ،نظرى ،ديدنى

inspective : وابسته به تفتيش و بازرسى

معنی insolvent law به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی