لغات مشابه
instantantly : آني

instanter : فورى

instantiate : معرفى کردن بوسيله کنسرت

instantly : آنا , در دم

instar : (ج.ش ).حشره پروانه يا بندپايى در مراحل مختلف رشد خود،مرحله ،دوره

instarred with gems : گوهر نشان

instate : گماشتن ،برقرار کردن ،منصوب نمودن ،گذاردن

instatu quo : بحالت پيشين ،در همان حال

instauration : نوسازى ،تعمير،احياء،تجديد بنا

instaurator : تجديد کننده ،بنياد گذار،بانى ،موسس

instead : بجاي

instead of : به جاي اينکه , به جاي , بعوض , ازاء , در ازاء

instenifier electrode : علوم مهندسى : الکترود تشديدکننده

instep : پشت پا،پاشنه جوراب يا کفش ،رويه ،اغاز

insti(l)ment : ريزش تدريجى ،تلقين تدريجى

instigation : تحريک

instil : )instill(چکاندن ،چکه چکه ريختن ،کم کم تزريق کردن ،اهسته القاء کردن ،کم کم فهماندن

instil doubts : شبهه دار کردن

instil(l) : چکاندن ،چکه چکه ريختن ،کم کم تزريق کردن ،کم کم فهماندن ،کم کم تلقين کردن

instill : )instil(چکاندن ،چکه چکه ريختن ،کم کم تزريق کردن ،اهسته القاء کردن ،کم کم فهماندن

instillation : ريزش تدريجى

instilment : ريزش و تلقين تدريجى

instinct : غريزه , شعور حيواني , فراست , شعور

instinct with force : داراى زور،نيرو يافته

instinct with life : روح يافته ،جاندار

instinctive : غريزي

instinctive shooting : ورزش : هدفگيرى بدون کمک وسايل ديد

instinctively : به غريزه ،بطور غيرارادى ،خودبخود

instincts : مشاعر

instinctual : روانشناسى : غريزى

institute : بنياد نهادن , بنياد گذاشتن , بنداد , بنگاه فرهنگي , انستيتو

institute for : کامپيوتر : certification of computer professionalsموسسه تاييد متخصص

institute of electrical and : کامپيوتر : electronics engineers computer societyانجمن کامپيوترى مهندسين برق و الکترونيک

institute of materials management : بازرگانى : موسسه مديريت مواد

institute of purchasing and supply : بازرگانى : موسسه خريد و عرضه

institute of technology : علوم مهندسى : انستيتو تکنولوژى

institution : بنگاه , موسسه

institutional factors : بازرگانى : عوامل نهادى

institutional reforms : بازرگانى : اصلاحات نهادى

institutional structure : بازرگانى : ساختار نهادى

institutionalize : رسمي کردن , مهادين کردن , نهادينه کردن

institutionalized : نهادين

institutionalized children : روانشناسى : کودکان پناهگاهى

institutive : تاسيسى ،تاسيس شده ،تاسيس کننده ،بنگاهى

institutor : بنيادگذار،موسس

instrctor ship : اموزگارى ،شاقى

instruct : آموزاندن , تعليم دادن , آموختن به , آموختن

instruction : دستورالعمل , آموزش , دستور , تعليم , تدريس , درس , دستورگان

instruction control unit : کامپيوتر : واحد کنترل دستورالعمل

instruction drawings : عمران : نقشه هاى تفضيلى اجرائى

instruction for assembly : علوم مهندسى : مقررات نصب

instruction foramt : کامپيوتر : قالب دستورالعمل

instruction length : کامپيوتر : طول دستورالعمل

instruction lookahead : کامپيوتر : پيش بينى دستورالعمل

instruction material : علوم مهندسى : مواد درسى

instruction mix : کامپيوتر : اختلاط دستورالعمل

instruction pipeline : کامپيوتر : کانال اطلاعات

instruction register : کامپيوتر : ثبات دستورالعمل

instruction repertoire : کامپيوتر : موجودى دستورالعمل

instruction set : کامپيوتر : مجموعه دستورالعمل

instruction time : کامپيوتر : زمان دستورالعمل

instruction word : کامپيوتر : کلمه دستورالعمل

instructional : آموزگاري

instructional computing : کامپيوتر : فرايند اموزشى تدريس مراحل گوناگون علم کامپيوتر و پردازش داده به افراد

instructional material : روانشناسى : مواد اموزشى

instructional method : روانشناسى : روش اموزشى

instructional program : روانشناسى : برنامه اموزشى

instructional technology : روانشناسى : تکنولوژى اموزشى

instructive : ياد دهنده

instructively : بطور عبرت اميز

instructiveness : تعليم اميزى بودن ،در برداشتن درس و عبرت

instructor : آموختار , آموزنده , ياد دهنده , آموزگار

instructor of music : مشاق موسيقى

instructorship : مشتاقى ،اموزگارى

instructress : اموزگار زن

instrumenation : شيمى : دستگاهش

instrument : آلت , ابزار , وسيله , اسباب , اوزار

instrument autotransformer : علوم مهندسى : ترانسفورماتور اندازه گيرى

instrument fkight : علوم هوايى : پرواز کور

instrument for absolute measurement : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى براى سنجش مقادير مطلق

instrument for electromagnetic screening : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى با حفاظ الکترومغناطيسى

instrument for electrostatic screening : علوم مهندسى : دستگاه اندزه گيرى با حفاظ الکترواستاتيکى

instrument lamp : الکترونيک : لامپ سنجه ها

instrument of commerce : بازرگانى : سند تجارى

instrument with magnetic screening : علوم مهندسى : دستگاه اندازه گيرى با حفاظ مغناطيسى

instrumental : قابل استفاده , وسيله ساز , سازي

instrumental accuracy : علوم مهندسى : دقت دستگاه

instrumental analysis : شيمى : تجزيه دستگاهى

instrumental conditioning : روانشناسى : شرطى شدن وسيله اى

instrumental drawing : نقشه کشى با اسباب

instrumental input : کامپيوتر : داده سودمند

instrumentalism : روانشناسى : وسيله گرايى

instrumentalist : ساز زن

instrumentality : وسيله ،واسطه ،دستيارى

instrumentally : با وسيله ،با اسباب ،با ساز،با الت موسيقى

instrumentation : استعمال آلت , تنظيم آهنگ

instrumentman : ترازدار

instruments : ادوات , آلات

instruments of ratification : قانون ـ فقه : اسناد دال بر تصويب و تصديق

instruments of percussion : ادوات ضربى

insubjection : ازادى ،عدم انقياد

insubmission : نافرمانى ،سرپيچى

insubordinate : گردن کش

insubordination : سر پيچي , نافرماني

insubstantial : غير واقعي

insubstatiality : بى اساس ،نا استوارى

insufferable : تحمل ناپذير،تن در ندادنى ،غير قابل تحمل ،سخت

insufferably : بطور تحمل ناپذير

insufficience : عدم کفايت , عدم تکافو

insufficiency : نارسائي , بي کفايتي , عدم تکافو , نابسندگي , عدم کفايت

insufficient : ناکافي , نارسا , غير کافي , نابسنده , بي کفايت

insufficiently : کم ،بطور غير کافى

insufflate : سوفله کردن

insufflation : دميدن ،فوت( کردن) ،داخل کردن گازيا بخاردر گودالى از تن

insula : معمارى : دستگاه عمارت اجاره نشينى

insulance : علوم مهندسى : مقاومت ايزولاسيون

insular : جزيرهاي , غير آزاد

insularism : تنگ نظرى ،کوته فکرى

insularity : جزيره بودن ،انزوا

insulate : روپوش دار کردن , عايق دار کردن , عايق کردن

insulated : عايق دار،روپوش دار

insulated bearing : علوم مهندسى : ياطاقان عايق شده

insulated bearing housing : علوم مهندسى : پوسته ياطاقان عايق شده

insulated bushing : علوم مهندسى : مقره عبورى

insulated conductor : علوم مهندسى : هادى عايق شده

insulated conduit tube : علوم مهندسى : لوله عايق شده

insulated gate field effect transistor : علوم مهندسى : ترانزيستور اف اى تى باگيت عايق

insulated instrument transformer : علوم مهندسى : ترانسفورماتور عايق کننده ترانسفورماتور اندازه گيرى عايق شده

insulated intermediate layer : علوم مهندسى : لايه ميانى عايق

insulated plier : علوم مهندسى : انبر عايق

insulated wall : علوم مهندسى : ديواره عايق

insulating : عايق

insulating asphalt : معمارى : اسفالت عايق بندى

insulating brick : معمارى : اجر عايق بندى

insulating bushing : الکترونيک : بوش عايق

insulating cement : الکترونيک : سيمان عايق

insulating compound : الکترونيک : مواد عايق

insulating varnish : الکترونيک : لعاب عايق

insulation : ماده عايق , عايق گذاري

insulation against vibration : علوم مهندسى : حفاظت در برابر ارتعاش

insulation board : علوم مهندسى : صفحه عايق

insulation breakdown test : علوم مهندسى : ازمايش شکست عايق

insulation current : علوم مهندسى : جريان ايزولاسيون

insulation detector : علوم مهندسى : دستگاه ازمايش عايق بندى اشکارساز ايزولاسيون

insulation indicator : علوم مهندسى : دستگاه ازمايش عايق بندى

insulation level : علوم مهندسى : سطح ايزولاسيون

insulation loss : علوم مهندسى : تلف عايق بندى

insulation measurement : علوم مهندسى : سنجش و ازمايش ايزولاسيون

insulation of concrete : عمران : عايق کارى بتن

insulation protection : علوم مهندسى : حفاظت عايق بندى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

طراحی مخازن هوایی و زمینی آب
سیستم سقف مجوف بتن مسلح-یوبوت-UBOOT-سقف جدید
مدیریت اقتصاد و سلامت
فرهنگ و تاثیر آن بر بهداشت مادر و نوزاد و نظام عرضه خدمات بهداشتی و درمانی
جزوه پاورپوینت تصویری و روان آموزش طراحی تیر-طراحی سازه بتنی
دیتیل اتوکد پنجره و پروفیل-ابعاد استاندارد پنجره جهت درج در طراحی
بلوک نقشه معماری شامل جزییات نامحدود(خودرو-مبلمان-فضای سبز-پنجره-در و...)
نمونه واقعی و کاربردی طراحی مجموعه‌های تجاری اداری تفریحی -معماری-شهرسازی
بلوک نقشه مبلمان بیمارستان-هرآنچه از مبلمان بیمارستان نیاز دارید
بلوک مبلمان ساختمان-نقشه اتوکد آماده جهت درج در طراحی
طراحی مجتمع مسکونی-جزییات کامل-پژوهش ارشد
نقشه ساختمان-دیتیل نازک کاری-معماری-عمران
فهرست بهای واحد پایه رشته ابنیه سال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته تأسیسات برقی سال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته تأسیسات مکانیکی سال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته سد سازی سال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری تحت فشارسال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته فاضلاب سال 95 با فرمت اکسل
فهرست بهای واحد پایه رشته آبیاری و زهکشی سال 95 با فرمت اکسل