معنی intact

intact
صدمه نديده , بکر
کلمات مشابه

intactness : دست نخوردگى

intagliated : کنده کارى شده ،حکاکى شده ،منقوش

intaglio : تصوير حکاکى شده روى سنگ يا مواد سخت

intake : فرا گرفتگي , جاي آبگيري

intake air heater : علوم مهندسى : گرمکن هواى ورودى

intake area : معمارى : منطقه ابگير

intake chamber : علوم مهندسى : محفظه ورودى

intake duct : علوم هوايى : مجراى ورودى

intake muffler : علوم مهندسى : صدا خفه کن ورودى

intake of a well : معمارى : ابگير يک چاه

intake pressure : علوم مهندسى : فشار ورودى

intake well : معمارى : چاه تزريق

intangibility : لمس ناپذيرى

intangible : درک نکردني , نا هويدا , لمس ناپذير

intangible property : بازرگانى : دارائى غير قابل لمس

intangibly : بطورلمس ناپذير،چنانکه نتوان احساس کرد،بغرنج وار،چنانکه نتوان درک کرد

intarsia : منبت کارى و تزئين گل و بوته و اشکال بر روى چوب

integer : عدد تام , عدد صحيح , عدد درست

integer basic : کامپيوتر : نوعى زبان BASIC که مى تواند تمام اعداد را مورد پردازش قرار دهد

integer number : شيمى : عدد صحيح

معنی intact به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی