معنی integrate resistor

integrate resistor
علوم مهندسى : مقاومت مجتمع
کلمات مشابه

integrate semiconductor circuit : علوم مهندسى : مدار نيمه هادى مجتمع

integrate system : علوم مهندسى : سيستم مجتمع

integrate transmission line : علوم مهندسى : خط انتقال مجتمع

integrate transmission system : علوم مهندسى : سيستم انتقال مجتمع

integrated : يکپارچه

integrated accounting package : کامپيوتر : بسته پيش نوشته حسابدارى مجتمع

integrated aircraft : علوم هوايى : هواپيماى يک پارچه

integrated computer package : کامپيوتر : integrated software

integrated data processing : کامپيوتر : پردازش داده مجتمع

integrated injection logic : کامپيوتر : IIL

integrated reservoir operation : عمران : بهره بردارى توام از چند مخزن

integrated revision : علوم نظامى : بررسى نهايى جداول سازمان و تجهيزات

integrated software : کامپيوتر : نرم افزار مجتمع

integrated training : علوم نظامى : اموزش توام

integrating filter : الکترونيک : صافى جمع کننده

integrating instrument : الکترونيک : سنجه کل

integrating recorder : شيمى : ثبات انتگرالى

integrating wattmeter : الکترونيک : واتسنج کل

integration : مجتمع سازي , يکپارچگي

integrity : تماميت

معنی integrate resistor به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی