معنی integrity

integrity
تماميت
کلمات مشابه

integument : پوست ،جلد،پوشش دار کردن

integumentary : پوششى ،پوستى ،جلدى

intel 80278/intel 80387 : کامپيوتر : کمک پردازنده هاى278 ¹387, 8¹8

intel 80286 : کامپيوتر : پردازنده 16 بيتى که توسط شرکت اينتل ساخته شده است و در ريزکامپيوترها بکار برده شده است

intel 80386 : کامپيوتر : ريز پردازنده 23 بيتى ساخته شده توسط شرکت اينتل و در بسيارى از ريزکامپيوترها بکار برده شده است

intel 80386 sx : کامپيوتر : ريزپردازنده386 SX ¹8

intel 80486 : کامپيوتر : ريزپردازنده486 ¹8

intel 8086 : کامپيوتر : ريزپردازنده86 ¹Intel 8

intel 8088 : کامپيوتر : يک ريزپردازنده 16 بيتى ساخته شده توسط اينتل که در بسيارى از ريزکامپيوترها به کار برده شده است

intel 82385 : کامپيوتر : تراشه82385

intel corporation : کامپيوتر : شرکت اينتل

inteligent : تيز هوش

intellctual right : قانون ـ فقه : حق معنوى

intellect : عقل , قوه درک , خرد

intellective : هوشى ،عقلى

intellects : الباب

intellectual : روشنفکر , عقلي , معنوي , آدم باذوق , عقلاني , عقلايي

intellectual capital : بازرگانى : سرمايه فکرى

intellectual class : بازرگانى : طبقه روشنگر

intellectual history : بازرگانى : تاريخ انديشه ها

معنی integrity به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی