معنی intermural

intermural
واقع در ميان ديوارها،ميان ديوارى
کلمات مشابه

intern : کار ورز

internal : داخله , دروني , داخلي , اندروني

internal inhibition : روانشناسى : بازدارى درونى

internal affairs : مسائل داخلي

internal angle : علوم مهندسى : زاويه ى داخلى

internal armature : الکترونيک : ارميچر داخلى

internal base resistance : علوم مهندسى : مقاومت داخلى بيس

internal battery : علوم مهندسى : مقاومت داخلى باطرى

internal boffles : علوم هوايى : تيغه هاى داخلى

internal brake : علوم مهندسى : ترمز داخلى

internal characteristic : علوم مهندسى : منحنى مشخصه داخلى

internal clock : کامپيوتر : ساعت داخلى

internal combustion : احتراق داخلي , درون سوز

internal combustion turbine : علوم مهندسى : توربين گازى

internal command : کامپيوتر : فرمان درونى

internal commerce : قانون ـ فقه : تجارت داخلى

internal connection : علوم مهندسى : اتصال داخلى

internal consistency coefficient : روانشناسى : ضريب همسانى درونى

internal consumption : علوم مهندسى : مصرف داخلى

internal conversion coefficient : علوم مهندسى : ضريب تبديل داخلى

معنی intermural به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی