معنی internal evidence

internal evidence
مدارک يا گواهى که از درون چيزى بدست ميايد،مدارک يا گواه درونى
کلمات مشابه

internal firebox boiler : معمارى : ديگ درونسوز

internal font : کامپيوتر : فونت درونى

internal gear pump : علوم مهندسى : پمپ دوار با رتور دندانه دار داخلى

internal hard disk : کامپيوتر : ديسک سخت درونى

internal impedance drop : علوم مهندسى : افت ولتاژ داخلى

internal installation : علوم مهندسى : سيم کشى داخلى

internal insulation : علوم مهندسى : ايزولاسيون داخلى

internal lead time : بازرگانى : زمان انجام سفارشهاى داخلى

internal loss : علوم مهندسى : تلف داخلى

internal magnetic focus tube : علوم مهندسى : لامث اشعه کاتديک با سيستم فوکوس مغناطيسى

internal medicine : طب داخلي

internal modulation : علوم مهندسى : مدولاسيون داخلى

internal ophthalmia : اماس درونى تخم چشم ،ورم غائرمقله

internal organs : احشاء , احشا

internal phase : شيمى : فاز درونى

internal photoelectric effect : علوم مهندسى : اثر فتوالکتريکى داخلى

internal pole : علوم مهندسى : قطب داخلى

internal power supply : علوم مهندسى : منبع تغذيه داخلى

internal pressure : معمارى : فشار درونى

internal programme : علوم مهندسى : برنامه داخلى

معنی internal evidence به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی