لغات مشابه
internal lead time : بازرگانى : زمان انجام سفارشهاى داخلى

internal loss : علوم مهندسى : تلف داخلى

internal magnetic focus tube : علوم مهندسى : لامث اشعه کاتديک با سيستم فوکوس مغناطيسى

internal medicine : طب داخلي

internal modulation : علوم مهندسى : مدولاسيون داخلى

internal ophthalmia : اماس درونى تخم چشم ،ورم غائرمقله

internal organs : احشاء , احشا

internal phase : شيمى : فاز درونى

internal photoelectric effect : علوم مهندسى : اثر فتوالکتريکى داخلى

internal pole : علوم مهندسى : قطب داخلى

internal power supply : علوم مهندسى : منبع تغذيه داخلى

internal pressure : معمارى : فشار درونى

internal programme : علوم مهندسى : برنامه داخلى

internal rate of return : بازرگانى : نرخ بازده داخلى

internal reflection : علوم مهندسى : انعکاس درونى

internal reflector : علوم مهندسى : رفلکتور داخلى

internal report : کامپيوتر : گزارش داخلى

internal resisting moment : معمارى : لنگر مقاوم درونى

internal revenue : بازرگانى : درامد داخلى

internal rhyme : قافيه ماقبل اخر

internal ruling : قانون ـ فقه : نظامنامه داخلى

internal saphenous vein : سياهرگ ياوريد صافن

internal secretion : هورمون ،ترشح درونى

internal short circuit : الکترونيک : کوتهمدارى داخلى

internal stored program : کامپيوتر : برنامه ذخيره شده به صورت داخلى

internal stress : علوم مهندسى : تنش داخلى

internal supercharger : علوم هوايى : سوپرشارژر داخلى

internal telecommunications unions : کامپيوتر : يک دفتر نمايندگى با 651 عضو متخصص از ملل متحد که مسئول هم اهنگى بين المللى مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد مى باشد

internal telephone installation : علوم مهندسى : سيم کشى تلفن داخلى

internal temperature rise : علوم مهندسى : افزايش درجه حرارت داخلى

internal thermal resistance : علوم مهندسى : مقاومت حرارتى داخلى

internal timer : کامپيوتر : زمان سنج داخلى

internal torque : ورزش : گشتاور نيروى درونى

internal transactions : بازرگانى : معاملات داخلى

internal transmission factor : علوم مهندسى : ضريب انتقال داخلى

internal use : استعمال داخلي

internal vibrator : معمارى : لرزاننده درونى

internal window sill : معمارى : کف پنجره داخلى

internal work : معمارى : کار درونى

internal wrenching bolt : علوم هوايى : پيچ فولادى بسيار مقاومى که سر ان داراى فرورفتگى شش گوشى براى جا گرفتن اچارالن ميباشد

internal bound block (i b block) : علوم دريايى : قرقره مغز فلز

internal combustion engine : علوم هوايى : موتور درونسوز

internality : درونى بودن ،داخلى بودن

internalize : درونى کردن ،باطنى ساختن ،داخلى کردن

internally : از درون ،از تو،ذاتا"،باطنا"

internally blown flap : علوم هوايى : فلپ بزرگى که جريان اصلى گازها به ان برخورد ميکند

international : بينالملل , بين المللي

international air transport association : بازرگانى : اتحاديه بين المللى حمل و نقل هوايى

International Alliance : ائتلاف نين المللي

international atomic energy agency : قانون ـ فقه : اژانس بين المللى انرژى اتمى

international bill of the right of man : قانون ـ فقه : اعلاميه جهانى حقوق بشر

international business machine : کامپيوتر : IBM corporation

international chamber of commerce (icc) : بازرگانى : اتاق بازرگانى بين المللى

international comity : قانون ـ فقه : نزاکت بين المللى

international coulomb : الکترونيک : کولن جهانى

international court : قانون ـ فقه : دادگاه بين المللى

international criminal law : قانون ـ فقه : حقوق جزاى بين الملل

international custom : قانون ـ فقه : عرف بين المللى

international demonstration effect : بازرگانى : اثر نمايشى بين المللى

international division of labor : بازرگانى : تقسيم کار بين المللى

international dualism : بازرگانى : دوگانگى بين المللى

international economic relations : بازرگانى : روابط اقتصادى بين المللى

international economics : بازرگانى : اقتصاد بين الملل

international equilibrium : بازرگانى : تعادل بين المللى

international exchange : علوم مهندسى : مرکز تلفن بين المللى

International Fair : نمايشگاه بين المللي

international finance : بازرگانى : ماليه بين الملل

international gold standard : بازرگانى : پايه طلاى بين المللى

international investment : بازرگانى : سرمايه گذارى بين المللى

international law : حقوق بينالملا

international law of the sea : قانون ـ فقه : حقوق بين الملل درياها

international liquidity : بازرگانى : نقدينگى بين المللى

international master : ورزش : استاد بين المللى شطرنج

International Media Office : واحد رسانه هاي خارجي

international meeting : قانون ـ فقه : مجمع بين المللى

international migration : بازرگانى : مهاجرت بين المللى

international monetary reserves : بازرگانى : ذخائر پولى بين المللى

international organisation for standard : بازرگانى : موسسه بين المللى استاندارد

international peace force : علوم نظامى : نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل

International Red Cross : صليب سرخ بين المللي

international refugee organization : قانون ـ فقه : سازمان بين المللى اوارگان

international standard atmosphere : علوم هوايى : اتمسفر استاندارد بين المللى

international standards organization : کامپيوتر : سازمان استانداردهاى بين المللى

international switching center : علوم مهندسى : مرکز سوئيچينگ بين المللى

international table calorie : شيمى : کالرى

international telephone circuit : علوم مهندسى : خط تلفنى بين المللى

international trade : بازرگانى : تجارت بين المللى ،تجارت بين الملل

international treaties : قانون ـ فقه : عهود بين المللى

international units : الکترونيک : واحدهاى جهانى برق

internationality : بين المللى بودن

internationalization : بين المللى کردن

internationally : از لحاظ بين المللى ،در ميان همه ملتها

interne : کارورز،پزشک ،يا جراحى که در بيمارستان اقامت دارد

internecine : کشتار متقابل

Internet : اينترنت , شبکه اينترنت

internetting : علوم نظامى : شبکه بندى داخلى

interneural : )interneuron(وابسته به سلول عصب ،داخل عصبى

internist : (طب )متخصص داروهاى درونى ،پزشک امراض داخلى

internode : ميان گره

internship : انترن بودن ،دوره انترنى

internuclear distance : شيمى : فاصله بين هسته اى

internuncial : رابط

internuncial neuron : روانشناسى : نورون رابط

internuncio : در باب عالى عثمانى ،رابط،پيک ،کفيل سفارت پاپ

internuptial : وابسته به عروسى ،ازدواجى

interoceanic : ولقع در ميان اقيانوس

interoceptive : (تش ).وابسته به انگيزش و تحريک درونى ،وابسته به احشاء،ناشى از امعاء واحشاء

interocular distance : علوم نظامى : فاصله بين عدسيهاى يک وسيله ديدبانى يا بين دو چشم

interoffice : مکاتبه و مراسله بين ادارات يک موسسه

interogation mark : نشان پرسش

interoperability : علوم نظامى : قابليت همکارى با قسمتها يا يکانهاى ديگر قابليت تعميم کار يک يکان

interosculate : بهم خوردن ،بهم پيوستن ،بهم اميختن ،صفات مشترک داشتن

interosculation : بهم پيوستگى ،همانندى با صفات مشترک

interpage : در روى صفحه هاى ميانى چاپ کردن يا نوشتن

interpellant : استيضاح کننده

interpenetrate : در هم نفوذ کردن ،از هم گذشتن ،نفوذ کردن در

interpenetration : رسوخ

interpersonal conflict : روانشناسى : تعارض ميان فردى

interpertation of a treaty : قانون ـ فقه : تفسير معاهده

interpertation of laws : قانون ـ فقه : تفسير قوانين

interphase reactor : علوم مهندسى : پيچک متعادل کننده

interphase transformer : علوم مهندسى : پيچک مکنده

interphase transformer loss : علوم مهندسى : تلفات پيچک صنعتى

interphone system : علوم مهندسى : سيستم تلفنى

interplanar crystal spacing : شيمى : فاصله بين صفحه اى

interplane strut : علوم هوايى : پايه هايى که دو بال هواپيماهاى دوباله را به هم متصل ميکند

interplanetary : بين الکواکب , بين سيارات

interplanetary spaces : فضاهاى ميان سيارگان

interplant : کاشتن درختهاى جوان بين درختان ديگر

interplead : پيش از اقامه دعوا بر کسى با هم دعواى حقوقى را خاتمه دادن

interpleader : محاکمه اى که بموجب ان دو کس ناگزير ميشونداز اينکه.... خاتمه دهند

interpolar : واقع در ميان دو قطب پيل الکتريکى

interpolator : کسيکه عبارات قلب در کتابى مى افزايد

interpole motor : علوم مهندسى : موتور با قطب کمکى

interpoles : علوم هوايى : قطبهاى کمکى

interpolymer : شيمى : همبسپار حقيقى

interposal : مداخله

interpose : مداخله کردن ،پا به ميان گذاردن ،در ميان امدن ،ميانجى شدن

interposingly : ازراه مداخله ،مداخله کنان ،بطور معترضه

interposition : ميانه گيري

interprative : تاويلي

interpret : تعبير کردن , تفسير کردن , ترجمه شفاهي کردن , ترجمه کردن , تلقي کردن

interpretable : تفسير کردنى ،قابل تفسير،تفسير بردار،تعبير کردنى ،تعبير پذير

interpretation : تفسير , تاويل , تعبير

interpretation of a dream : تعبير خواب

interpretative : )interpretive(تفسيرى ،شرحى

interpreter : ديلماج , حلاج , ترجمان , مترجم , مترجمان , مترجم شفاهي

interpretership : مترجمى حضورى

interpreting : تلقي

interpretive : تفسيري

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود پاورپوینت بررسی فضا در معماری
دانلود پاورپوینت بررسی ویلای مدرن آنا و سعید(نمونه مشابه مسکونی)
دانلود پاورپوینت بررسی خانه فروردین(نمونه مشابه مسکونی)
دانلود پاورپوینت بررسی مجتمع مسکونی BW7(نمونه مشابه مسکونی)
دانلود پاورپوینت بررسی آپارتمان شماره دو (نمونه مشابه مسکونی)
دانلود پاورپوینت بررسی خانه فامیلی در تهران(نمونه مشابه مسکونی)
"پاورپوینت پروژه كارآفرینی تكنولوژی ارتباطات و اطلاعات، جنسیت و سازمان های یادگیرنده"
"نقشه های اتوکدی مسکونی 4 واحده، تیپ3طبقه ای+پارکینگ با اسکلت بتنی، نمونه2"
پاورپوینت پروژه کارآفرینی پرورش قارچ
"نقشه های اتوکدی مسکونی 4 واحده، تیپ3طبقه ای+پارکینگ با اسکلت بتنی، نمونه3"
پاورپوینت پروژه کارآفرینی باغبانی در شهرستان خلخال
پاورپوینت پروژه کارآفرینی بسته بندی روغن نباتی
پاورپوینت پروژه کارآفرینی پرورش و نگهداری زنبور عسل
پاورپوینت پروژه کارآفرینی طرح تعمیرات سخت افزار
"پاورپوینت پروژه کارآفرینی کشت گیاهان گلخانه ای،خیار"
پروژه كارآفرینی تولید ترانس
پروژه كارآفرینی تولید خوراك دام
پروژه كارآفرینی پرورش گل وگیاه زینتی
پروژه كارآفرینی چاپ و تولید عكس رنگی