لغات مشابه
International Media Office : واحد رسانه هاي خارجي

international meeting : قانون ـ فقه : مجمع بين المللى

international migration : بازرگانى : مهاجرت بين المللى

international monetary reserves : بازرگانى : ذخائر پولى بين المللى

international organisation for standard : بازرگانى : موسسه بين المللى استاندارد

international peace force : علوم نظامى : نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل

International Red Cross : صليب سرخ بين المللي

international refugee organization : قانون ـ فقه : سازمان بين المللى اوارگان

international standard atmosphere : علوم هوايى : اتمسفر استاندارد بين المللى

international standards organization : کامپيوتر : سازمان استانداردهاى بين المللى

international switching center : علوم مهندسى : مرکز سوئيچينگ بين المللى

international table calorie : شيمى : کالرى

international telephone circuit : علوم مهندسى : خط تلفنى بين المللى

international trade : بازرگانى : تجارت بين المللى ،تجارت بين الملل

international treaties : قانون ـ فقه : عهود بين المللى

international units : الکترونيک : واحدهاى جهانى برق

internationality : بين المللى بودن

internationalization : بين المللى کردن

internationally : از لحاظ بين المللى ،در ميان همه ملتها

interne : کارورز،پزشک ،يا جراحى که در بيمارستان اقامت دارد

internecine : کشتار متقابل

Internet : اينترنت , شبکه اينترنت

internetting : علوم نظامى : شبکه بندى داخلى

interneural : )interneuron(وابسته به سلول عصب ،داخل عصبى

internist : (طب )متخصص داروهاى درونى ،پزشک امراض داخلى

internode : ميان گره

internship : انترن بودن ،دوره انترنى

internuclear distance : شيمى : فاصله بين هسته اى

internuncial : رابط

internuncial neuron : روانشناسى : نورون رابط

internuncio : در باب عالى عثمانى ،رابط،پيک ،کفيل سفارت پاپ

internuptial : وابسته به عروسى ،ازدواجى

interoceanic : ولقع در ميان اقيانوس

interoceptive : (تش ).وابسته به انگيزش و تحريک درونى ،وابسته به احشاء،ناشى از امعاء واحشاء

interocular distance : علوم نظامى : فاصله بين عدسيهاى يک وسيله ديدبانى يا بين دو چشم

interoffice : مکاتبه و مراسله بين ادارات يک موسسه

interogation mark : نشان پرسش

interoperability : علوم نظامى : قابليت همکارى با قسمتها يا يکانهاى ديگر قابليت تعميم کار يک يکان

interosculate : بهم خوردن ،بهم پيوستن ،بهم اميختن ،صفات مشترک داشتن

interosculation : بهم پيوستگى ،همانندى با صفات مشترک

interpage : در روى صفحه هاى ميانى چاپ کردن يا نوشتن

interpellant : استيضاح کننده

interpenetrate : در هم نفوذ کردن ،از هم گذشتن ،نفوذ کردن در

interpenetration : رسوخ

interpersonal conflict : روانشناسى : تعارض ميان فردى

interpertation of a treaty : قانون ـ فقه : تفسير معاهده

interpertation of laws : قانون ـ فقه : تفسير قوانين

interphase reactor : علوم مهندسى : پيچک متعادل کننده

interphase transformer : علوم مهندسى : پيچک مکنده

interphase transformer loss : علوم مهندسى : تلفات پيچک صنعتى

interphone system : علوم مهندسى : سيستم تلفنى

interplanar crystal spacing : شيمى : فاصله بين صفحه اى

interplane strut : علوم هوايى : پايه هايى که دو بال هواپيماهاى دوباله را به هم متصل ميکند

interplanetary : بين الکواکب , بين سيارات

interplanetary spaces : فضاهاى ميان سيارگان

interplant : کاشتن درختهاى جوان بين درختان ديگر

interplead : پيش از اقامه دعوا بر کسى با هم دعواى حقوقى را خاتمه دادن

interpleader : محاکمه اى که بموجب ان دو کس ناگزير ميشونداز اينکه.... خاتمه دهند

interpolar : واقع در ميان دو قطب پيل الکتريکى

interpolator : کسيکه عبارات قلب در کتابى مى افزايد

interpole motor : علوم مهندسى : موتور با قطب کمکى

interpoles : علوم هوايى : قطبهاى کمکى

interpolymer : شيمى : همبسپار حقيقى

interposal : مداخله

interpose : مداخله کردن ،پا به ميان گذاردن ،در ميان امدن ،ميانجى شدن

interposingly : ازراه مداخله ،مداخله کنان ،بطور معترضه

interposition : ميانه گيري

interprative : تاويلي

interpret : تعبير کردن , تفسير کردن , ترجمه شفاهي کردن , ترجمه کردن , تلقي کردن

interpretable : تفسير کردنى ،قابل تفسير،تفسير بردار،تعبير کردنى ،تعبير پذير

interpretation : تفسير , تاويل , تعبير

interpretation of a dream : تعبير خواب

interpretative : )interpretive(تفسيرى ،شرحى

interpreter : ديلماج , حلاج , ترجمان , مترجم , مترجمان , مترجم شفاهي

interpretership : مترجمى حضورى

interpreting : تلقي

interpretive : تفسيري

interpretive literature : ادبیات تفسیری

interpretive therapy : روانشناسى : درمان تفسيرى

interpretor of dreams : معبر

interprovincial : واقع در ميان ولايات يا شهرستانها

interpupillary : واقع در بين دو مردمک چشم ،بين دو عدسى ،عينک

interquartile range : روانشناسى : دامنه ميان چالاکى

interrace : )interracial(بين نژادى ،بين نژادهاى مختلف

interracial : بين نژادي

interrator reliability : روانشناسى : پايايى ارزيابها

interregnum : فترت ،فاصله ميان دوره يک سلطنت با دوره ديگر،دوره حکومت موقتى ،فاصله

interrelate : بهم ارتباط داشتن , مناسبات مشترک داشتن

interrelated : وابسته بهم ،داراى مناسبات مشترک

interrelationship : بازرگانى : رابطه متقابل

interrex : رئيس حکومت موقتى

interrogarive pronoun : ضمير پرسش ،ضمير استفهامى

interrogate : تحت بازجويي قرار دادن , استنطاق کردن

interrogation : استفهام , باز خواست , بازجويي

interrogation point : علامت سئوال( يعنى ؟)

interrogative : ادوات استفهام , پرسشي , استفهامي

interrogative adverb : قيد استفهامى

interrogatively : ازراه پرسش ،بشکل پرسش ،بطور پرسش ،بطريق استفهام

interrogator : پرسش کننده , مستنطق , بازپرس

interrogator responder : علوم نظامى : دستگاه تماس يا مکالمه سيستم شناسايى دشمن و خودى

interrogator responsor : الکترونيک : دستگاه پرسش - پاسخ

interrupt : ايجاد وقفه

interrupt a connection : علوم مهندسى : قطع شدن يک اتصال

interrupt condition : وضعيت وقفه

interrupt driven : کامپيوتر : وقفه گرا

interrupt handler : کامپيوتر : گرداننده وقفه

interrupt serrice routine : کامپيوتر : روال سرويس وقفه

interrupt vector : کامپيوتر : بردار وقفه

interrupted : مقطوع , مقطع , منقطع

interrupted quick flashing light : (چراغ)

interrupted task : روانشناسى : تکليف ناتمام

interruptedly : بطور گسيخته ،بطور غير مسلسل

interrupter arm : الکترونيک : اهرم پلاتين

interrupter cam : الکترونيک : بادامک پلاتين

interrupter gap : الکترونيک : دهانه پلاتين

interrupter spring : الکترونيک : فنر پلاتين

interrupter switch : علوم مهندسى : کليد قطع کننده

interruption : ايجاد وقفه

interruption of diplomatic relations : قانون ـ فقه : قطع روابط سياسى

interruptive : قطع کننده

interruptor : علوم نظامى : ضامن قطع مدار اشتعال ماسوره ضامن داخلى ماسوره

interscapular : واقع در ميان دو کتف ،بين الکتفين

interscholastic : واقع شونده درميان اموزشگاه ها

interscholastic competition : مسابقه اموزشگاه ها

intersect : از هم گذشتن , تقاطع کردن

intersecting : متلاقي , متقاطع

intersection : تقاطع , چارسوق

intersectional : تقاطعى ،وابسته بمحل تقاطع

intersectional service : علوم نظامى : قسمت پشتيبانى داخل منطقه مواصلات يکان پشتيبانى منطقه مواصلات

intersegmental : روانشناسى : ميان قطعه اى

interseptal : واقع در ميان جدارها،واقع در ميان پره ها

interset free loan : قانون ـ فقه : قرض الحسنه

intersex : نر و ماده

intersexual : مربوط به جنس نر و ماده

intershoot : در ميان( تير )زدن ،در فئاصل( رنگ ) زدن

intershot with colours : گله گله رنگ شده

interspace : فاصله دار کردن

interspatial : فاصله اى

interspecies : )interspecific(واقع در بين دسته هاى خاصى ،داراى خصوصياتى بين خود

interspecific : )interspecies(واقع در بين دسته هاى خاصى ،داراى خصوصياتى بين خود

interspersal : گله گله ريزى ،نثارسازى ،پراکندگى

intersperse : پراکنده کردن ،افشاندن ،متفرق کردن

interspersion : افشاندن ،پراکنده کردن

interspinal : ولقع در ميان مهره هاى پشت

interspinalis : ماهيچه کوتاهى که برامدگى مهره هاى پشت رابهم مى پيوند د

intersplere : در حوزه يکديگر امدن

interstaller hydrogn : نجوم : ئيدروژن بين - ستاره اى

interstaller space : نجوم : فضاى بين - ستاره اى

interstate : بين ايالتي

interstate commerce : بازرگانى در ميان ايالت هاى يک کشور

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

"مقاله حل مسایل مقدار اولیه،مرزی دستگاه معادلات دیفرانسیل جزئی مرتبه بالا غیرخطی بوسیله شبكه های عصبی مصنوعی پیشخور"
تحقیق در مورد عبودیت
تحقیق بررسی تاریخچه و ترکیبات كاكائو
تحقیق بررسی تحقیقات بازاریابی استان مازندران در صنعت روغنهای روانكار
تحقیق بررسی ثبت شركتهای تجاری و موسسات غیر بازرگانی
تحقیق بررسی تاریخچه استفاده از گاز طبیعی
تحقیق بررسی شروط ضمن عقد
تحقیق بررسی شكل دادن به وسیله نورد كردن
تحقیق بررسی كوره های قوس الكتریكی و القائی
"تحقیق پیرامون خطبه همام،صفات متقین"
تحقیق درباره انواع نان و اهمیت نان
مروری بر زندگی‌نامه «كارل تئوری درایر»
مقاله بررسی و ارزیابی نظرات جامعه شناسی انقلاب و ارتباط آن با انقلاب اسلامی
مقاله بررسی آئین گفتگو میان ایرانیان باستان
مقاله بررسی استفاده از شبكه های معنایی برای نمایش اطلاعات در یك محیط هوشمند
مقاله بررسی تاریخ كاریكاتور
مقاله بررسی جامع آهن
مقاله بررسی جامع خراسان
مقاله بررسی جامع سینما